عاشقانه ها
دل عارفان ربودند و قرار پارسایان همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی
بعد یک روزکاری و چت کردن با نازنین ترین دوست دنیا و دیدن عکسهای بسیار جذابی که برام فرستاده بود ، راهی امور تقویت روحیه شدم ، با مادام تماس گرفتم ، فرصت نداشت که به دیدنش برم ، بنابراین یکسره راهی باشگاه انقلاب شدم ، روزی بود که فرصت زیاد داشتم ، اول رفتم برای بعد ورزش وقت ماساژ ریلکسی بگیرم ، اما وقت برای ساعت موردنظرمن نبود ، تنها نیم ساعت بهم وقت دادند ، سریع در چشم به هم زدن لباسم رو عوض کردم و رفتم اتاق ماساژ ، موزیک ملایم ، خانم خوش رو که از نظر من بسیار ماهربود و از نظر او من بسیار پر انرژی و همراه . کمی با هم صحبت کردیم ، چون شونه هام پر از گره بود شروع کرد با من صحبت کردن و دائم هم از اینکه آرامش و سکوت رو به هم میزنه ازم عذر خواهی میکرد ، بعد چند روز پشت هم که از آدمهای مختلف که دوستشون دارم تعریف و تمجید شنیده بودم ، خانم ماساژور هم حجت رو تموم کرد و گفت :" خیلی بدن پر انرژی داری ، بدنت باهام همراهی میکنه ." وقتی هم فهمید که بعد ماساژ میخوام برم ورزش ، گفت مرد میخواد که بعد این ماساژ ریلکسی بره ورزش کنه ، البته مرد قدیمی !!! اما من بعد ماساژ ، بی درنگ لباس ورزش رو پوشیدم ، و به تمام حرفهای شیطانی گوش ندادم ، وقتی وارد سالن شدم ، طبق روالی که مربی بهم گفته بود ، اول رفتم سراغ تردمیل ، خانمی که روی تردمیل بغلی بود تند و تند صحبت میکرد ، نگاه کردم دیدم تردمیل بغلیش از اون سمت کسی نیست ، توِی آینه نگاه کردم هدستی چیزی هم تو گوشش نبود که بخواد با موبایل صحبت کنه ( که البته استفاده موبایل تو سالن ممنوع هست ) ، باور کنید هم خنده ام گرفته بود ، هم ترسیده بودم ، داشتم با خودم فکر میکردم که ای بابا درسته که من خودم تو تنهایی با خودم حرف میزنم ، اما چرا این بنده خدا داره تو این جمع تنهایی با خودش حرف میزنه ؟ ده دقیقه ای من درگیر این فکر بودم ، و خانم هم تند و تند ، پشت هم حرف میزد ، تا اینکه از ردیف جلوی تردمیلها ، سه چهار تا اونورتر خانمی شروع کرد به جواب دادن بهش ، و من تازه فهمیدم که آهان داره با اون خانمه حرف میزنه . وخلاصه ثابت کردم که بنده هم کم فضول نیستم . ولی هیچ حسی تو دنیا بهتر از حس بعد ورزش نیست ، هرچند شروعش برای تنبلی چون من سخته ، اما بهترین روش برای رفع خستگی و تجدید روحیه هست . وقتی هوا کمی به من لطف میکند و بادی میوزد ، بارانی میبارد هر چند اندک ، دودها و آلودگیها کمی از شهرم رخت بر میبندد ، و من پشت کوههای شهرم که استوار و آرام ایستاده اند ، قله دماوند زیبا رو می بینم دلم میلرزد ، از لرزشهایی که لرزش دل عاشق است . دلم از عشق وطن میلرزد و چشمم به دردش می گرید . ساعتها از دیدن این دیو سپید سیر نمیشوم . - بیدار شدن تو اتاق خوابی که پرده هاش گلهای رنگ بهار رو دارند ، دیوارش تابلوی گل زیبایی رو به خودش داره و هواش عطر نفس مهربونترین مرد دنیا رو ، موهبتی الهیست که شامل حال من شده ، چشمهام رو که باز می کنم قدردان این نعمت لبخندی به گیاهان اتاقم می زنم و سلانه سلانه از جام بلند میشم ، مدتهاست که دارم تمرین کنم که عجله کردن رو از زندگیم حذف کنم ، وقتی بیدار میشم و آبی به صورتم ، مسواکی به دهان و دندان ، شانه ای به مو میزنم ، لیوانی آب می خورم ، ظرف نهارم رو از یخچال بر میدارم ، با توجه به برنامه روزانه لباسم رو انتخاب میکنم ، اگر روز ورزش باشد ، کوله بار لباس ورزشی رو بر میدارم ، مدتی هست که با خودم مهربان شده ام و دوباره ورزش میکنم ، روزیکه تصمیم گرفتم با خودم مهربان باشم ، زندگی هم با من مهربان شد و بانوی زیبا روی و زیبا خویی رو برسرراهم قرار داد ، بانویی که هم سن و سال پدرم هست و حالا بعد یک ماه برایم به نیرویی عظیم تبدیل شده جهت تقویت اراده ام . روزگار این روزهای من کار هست و کار ،اما نه مثل روزهای قبل ، ورزش می کنم ، رژیم غذایی می گیرم ، از پوستم مراقبت می کنم و سعی میکنم زندگی کنم . - بالاخره خونه جدید هم اینترنت دار شد و می تونم امیدوار باشم که بیشتر وبلاگ بنویسم و بیشتر وبلاگ بخونم . - عمه عزیزم بهم یاد آوری کرد که در آرشیو منزل ما فیلمی هست به اسم فیلم عروسی ، وقتی رفتم سراغش تا ببینمش ، می ترسیدم ، فکر میکردم طاقت دیدنش رو ندارم ، بار اول چشمهام خیس شد ، اما حالا هر شب قسمتهاییش رو می بینم و شاد میشم ، شاد میشم که امروز عاشق تر از اون روزها هستم ، شاد میشم که اون روز لبخند رضایت رو ، روی لبای پدرم می بینم . شاد میشم که پیش پدر ومادرم بابت انتخابم سرافرازم .
براش توضیح دادم که من از این وادیها دور نیستم واز وقتی تو کلاس یوگا یاد گرفتم که ماساژ برای بدن مفیده ، ماساژ میگیرم ، سعی می کنم رها باشم و رها زندگی کنم ، گره هایی هم که امروز می بینه ، ناشی از روزهای سختی بوده که ماههای قبل برمن گذشته ،
والبته مثل همه انسانها که دوست دارند مورد تمجید قراربگیرند از تعریفش لذت بردم .
| Design By : Night Skin |

