عاشقانه ها

دل عارفان ربودند و قرار پارسایان همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی

غر می زنم ، همه روزهای آخر سال مشغول کارهای عید و خرید هستند ، من مشغول کارم .
غر میزنم ، همه این روزها تو آرایشگاه هستند و من هنوز وقت نکردم دستی به ابروهام بزنم ،
غر می زنم هنوز هدایای نوروز رو به همه جاهایی که می خواستم ببرم نبردم ،
غر میزنم که چرا انقدر سرم شلوغه که علیرغم همه برنامه ریزیها هنوز برای همه کارت تبریکهای شرکت رو نفرستادم ،
غر می زنم که انقدر سرم شلوغه که شبها اول میخوابم وبعد میرم تو تخت ، اون وقت نصفه شب از کمر درد ازخواب بیدار میشم ،
غر میزنم که چهارشنبه روز آخر کاری باید هفت و نیم صبح در محل شرکت ... حاضر باشم برای امضای قرارداد و گرفتن چک پیش پرداخت .
غر میزنم که هنوز کار خونه تکونی تموم نشده ،
غر میزنم که .........


من می نویسم : " غر می زنم " شما بخوانید : " لذت می برم که انقدر سرگرم زندگی هستم و خوشحالم که  لحظه لحظه این زندگی رو بازی می  کنم ."

یک مرحله این بازی در حال تمام شدن است . مرحله بعدی آماده باش من با تمام قوا میخوام شروع کنم .


دوستان عزیز ، خوانندگان دوست داشتنی وبلاگم ،

ممنونم که شما هم  تو بازی زندگی من نقشی آفریدید و با من همراه بودید ، سالی شاد و پیروز رو برای همه آرزو میکنم .

نوروزی زیبا و به یاد ماندنی داشته باشید .

گلرخ
اسفند 89

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ توسط گلپر نظرات () |

 -باز هم اومده ، با یک آسمون آبی خوشگل که پر از ابرهای سفید هستند که هر ثانیه شکلی جدید به خودشون میگرن و ادم رو میبرن به رویا ،
باز هم اومده با روزهایی که حالا به خاطر وجود اون طولانی تر شدند ،
باز هم اومده با همه کارهای زیادی که همراهش داره ،

باز هم اومده تا همراه باهاش خونه ها رو بتکونیم و پاکیزگی رو صدا کنیم ،

باز هم اومده تا تو خیابونها ترافیک های سر سام آور رو تحمل کنیم و همه با هم با عجله به کارهامون مشغول باشیم ،

باز هم اومده تا بچه ها به ذوق و شوق خرید لباس و کفش جدید روز رو شب کنند و بعضی  بچه ها هم  در غم نداشتن هیچ کفش و لباس نو عزادار و ماتم زده بشن دوباره  ،

باز هم اومده تا دونها خیش بخورن و روشون پارچه نمدار کشیده بشه تا سبز بشن و سبزی رو نوید بدن ،

باز هم اومده تا بگه طبیعت میتونه همه چیز رو نو کنه ،اومده بگه که از طبیعت نو کردن و زنده بودن رو یاد بگیرید ،

باز هم اومده تا بلبلها تمرین آواز کنند برای روزهای پیش روی دوباره زنده شدن طبیعت،

بازهم اسفند اومده تا ما رو به تکاپویی هیجان انگیز وادار کنه ، اسفند جان خوش اومدی ، ممنون که اومدی که به ما بشارت بدی  ، " بهار " نزدیکه . اومدی نشون بدی که هیچ سرما و سوزی پا برجا نیست و سوز و سرمای هر ظلماتی رفتنی هست و سیاهیش به روی زغال می مونه .



نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٦ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ توسط گلپر نظرات () |


Design By : Night Skin