عاشقانه ها
دل عارفان ربودند و قرار پارسایان همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی
شبها که میریم پیاده روی باشگاه ، ماشینهای زیادی هستند که میخوان برن سینما پردیس و به هوای پارکینگ میان طرف پارکینگ باشگاه که البته همه مجبورن که برگردن چون تنها ماشین اعضا اجازه ورود داره . دیروز امیر در حال وبگردی بود که یه دفعه گفت : " میگن فیلم چهل سالگی فیلم خوبیه . " من هم که همش تو فکر این بودم که یه بار ازپارکینگ باشگاه برای رفتن به سینما استفاده کنیم ، گفتم : " چه عالی ، ماشین رو میگذاریم پارکینگ باشگاه و میریم ، سینما پردیس فروش اینترنتی هم داره و خرید بلیط هم راحته ." سریع تلفن رو برداشتم با همه چک کردم ، خان داداش گفت که لیلی هم مریضه و هم امتحان داره و نمیان ، ففر و شوهرش گفتند که میان ، اما وقتی به فرنوش گفتم ، دو دل بود ، من هم گفتم یا تو بیا یا مامان ، ازپیشنهادم در مورد مامان استقبال کرد ، قرار شد خودش پیش بابا بمونه و مامان با ما بیاد سینما ، بلیط رو خریدیم و رفتیم سمت خونه ففر خانم که از قبل ما رو برای نهار دعوت کرده بود ، بعد هم که برگشتیم خونه ، من مشغول کارهای مالی شرکت شدم ، امیر چرتکی زد و بعد رفتیم . همه چی خوب بود جز پارکینگی که من فکر می کردم یک موقعیت خاص هست و نبود ، درواقع پیاده روی نسبتا طولانی از اتوبان داشت تا به سینما برسیم ، البته فقط من و امیر این مسیر رو پیاده رفتیم ، چون بقیه دم در سینما پیاده شده بودند . صبحها که سوار ماشین میشم به راحتی از پارکینگ میام بیرون ، پارکینگی که روز اول فکر میکردم انقدر پارک کردن توش سخته که بهتره ماشین رو بیرون بگذارم ، اما کوتاه نیومدم و حالا به راحتی ماشین رو پارک میکنم .
بعد مدتها تو سینمای ایران فیلم خوب دیدیم ، بازیها تقریبا خوب بود ، روال داستان خوب پیش می رفت ، و مهمتر از همه مفهوم فیلم بود ، مفهمومی که اگه همه تو زندگی اون رو به کار ببرن ، زندگی برای همه شیرین تر و قشنگتر خواهد شد : " هیچ انسانی شایستگی فضاوت در مورد انسانی دیگر رو نداره . " درس سختیه که اجراش واقعا مهارت خاصی میخواد .
بعد فیلم همه خوشحال و راضی بودیم . من و امیر بیشتر ازهمه از این راضی بودیم که مامانم فیلم رو پسندیده بود .
ساعت حدود ده ونیم رسیدیم خونه ، شبکه دوبی وان فیلم بر باد رفته رو نشون میداد ، با کیفیتی در حد آینه ، یک کم فیلم رو نگاه کردیم ، حدود ده و چهل و پنج دقیقه رفتیم روی تلویزیون ض ر غ ا م ی . اول کانال یک بود ، صحنه ای که هواپیما رو روی آسمون بود رو نشون میداد ، انقدر صحنه خندار و بچگانه بود که حدس زدیم فیلم اخراجیها ست و درست حدس زده بودیم . حس خود آزاری من گل کرد و نشستم به دیدن فیلم ، تا حالا ندیده بودمش و فقط شنیده بودم که مثل کارتن می مونه ، و واقعا در حد .............. خنده دار و لوس و بی مزه بود و بسیار بسیار بد ساخت .
با فیلم بر باد رفته مقایسه نکردم که یک فیلم ماندگار هست ، اما با فیلم چهل سالگی مقایسه اش کردم و جدا هیچ جای دو تا فیلم قابل مقایسه نبود . اما حتما آخر اکران فیلم چهل سالگی فروش دو فیلم رو مقایسه می کنم .
تو راه شرکت به روزهایی فکر میکنم که با ماشین مدل قدیمی بابا بدون کولر میرفتم دانشگاه و روزهای آخر ترم دوم ، همون روزهایی که امتحان داشتیم از گرما کلافه میشدم ، با خودم عهد کده بودم که هر وقت رفتم سرکار اول برای خودم ماشین بخرم . البته اون زمان به نظر مامان و بابا این تصمیم ، تصمیم اشتباهی بود وهرکس باید اول با پس اندازش خونه بخره و بعد ماشین . خب حالا یه خونه کوچیک تو کرج داریم و یه ماشین ارزون قیمت اما کولردار .
وقتی به شرکت میرسم و با رضایت یک روز سخت کاری رو شروع میکنم . در حالیکه میدونم تا عصر وقت سرخاروندن رو هم ندارم اما شادم و با عشق شروع به کار می کنم وبه یاد روزهایی می افتم که آرزوم داشتن رضایت شغلی بود .
وقتی عصر به خونه برمیگردم و بوی عطر مردونه قهرمان زندگیم تو اتاق خواب مستم می کنه و دیدن لیوان چای خالی شب گذشته اش من رو خوشحال میکنه که زندگی تو خونه مون جریان داره یاد روزهای پر استرسی می افتم که نگران انتخابم بودم ، نگران بودم که انتخابم تنها احساسی نباشه و منطق هم داشته باشه .
وقتی .............
وقتی به گذشته نگاه میکنم ، می بینم هر آنچه خواستم دریافت کردم . سختیها هم زیاد بوده ، چیزهایی هم بوده که بهش نرسیدم و بعدا دیدم که انگار بهتر بوده که اون اتفاق نیفته .
دو ماهی هست که تو فکر یه موضوعی هستم ، اول با شک و تردید بهش نگاه میکردم . اما حالا برای به دست آوردنش قاطع هستم ، میدونم که در آینده به دستاوردش نگاه میکنم و ازش لذت خواهم برد .
پ . ن : نوشتن بعد وقفه طولانی مدت خیلی سخته ، اما من به دلیل دست درد هر روز لپ تاپم رو از شرکت نمیارم خونه و به همین خاطر فرصت وبگردی و وبلاگ نویسی و وبلاگ خونی موکول میشه به آخر هفته ها . از احوالپرسی تلفنی و کامنتی همه دوستان عزیز ممنونم .
| Design By : Night Skin |


