شب جمعه به رفتن به کنسرت گروه کر استاد نوری گذشت . حس خوبی بود . با اینکه من با موسیقی سنتی خودمون همیشه خودم رو پیدا می کنم اما موسیقی کلاسیک اون شب و هماهنگی گروه کر هم برای من خیلی جذاب بود . بعضی جاها به خودم می اومدم و میدیدم که باگوش کردن یک قطعه به حال و هوای خودم رفتم و دارم یک قسمتی از زندگیم رو برای خودم تفسیر می کنم . رفتم تو دوران دبیرستان ، روزهای سبک سری و بی خیالی که هیچ دغدغه ای نداشتیم . اون چیزهایی رو که دغدغه تعریف می کردیم حالا تبدیل شده به سرگرمی و یا خاطرات شیرین گذشته .
یاد روزی افتادم که برای تست گروه کر دانشگاه رفته بودم و هر چی فکر کردم یادم نیومد که چی شد که من اصلا تست ندادم برای گروه کر . بعد به ابن فکر افتاده بودم که چقدر عجیبه که من خاطره ای رو فراموش کردم در حالیکه خیلی چیزها رو دوست دارم فراموش کنم اما همچنان تو ذهنم باقی می مونه .
یه دفعه به خودم اومدم دیدم یه قطعه رو از دست دادم .
ولی لذت بردم .احساس می کردم در هوایی نفس می کشم که آدمهای هنرمند و هنر دوست اونجا هستند و عجب آرامشی داشت تالار وحدت .
راستی اگه هنر نبود دل آدمها به چی خوش بود ؟ چطور خلاها رو پر می کردیم .
در حین اجرای کنسرت از دست خشی آقا هم روده بر شدیم انقدر شیطونی کرد . کل فیلم مستر بین رو دوره کرد . طفلی همش استرس داشت که همون اتفاقها بیفته .
گروه کر متشکل از تعدادی دختر و پسر جوون بود که دخترهای گروه با احساس بیشتری می خوندند البته فکر می کنم که به خاطر نوع صداشون هم بود . بعداز تموم شدن چند تا قطعه کلاسیک ، گروه نوازندگان ویولون از صحنه خارج شدند و پسر جوونی وارد صحنه شد برای نواختن پیانو . در این حین یکی از دخترها که قطعات شوبرت رو خیلی با احساس می خوند از گروه کر خارج شد و به سمت پیانو رفت . خشی آقا خیلی جدی و در عین حال خیلی آروم به من گفت : من ازاول فهمیدم این دختره خیلی با بقیه فرق داره .
منظورش این بود که مثلا از بقیه بهتره .
اما وقتی شروع به اجرای قطعه بعدی کردن ما دیدیم که پسره شروع به زدن پیانو کرد و دختره کنارش ایستاد . بعد از تموم شدن نتهای صفحه اول دختره دفتر نت رو ورق زد . حالا من نمی دونستم از خنده چی کارکنم خشی آقا هم میگه : چرا میخندی ، خوب بالاخره با بقیه یه فرقی داره دیگه ، فقط من یه مثبت و منفی اشتباه کردم . من هم دیگه افتاده بودم رو دور خنده . مگه می تونستم نخندم . خلاصه جریانی داشتیم با این خشی آقا .
بعد از کنسرت هم همراه با خواهر شوهر گرام و برادرانش و جاری جان شام را در رستوران صرف نمودیم و به سمت منزل رهسپار شدیم .
عاشقانه ها
دل عارفان ربودند و قرار پارسایان همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی
نویسنده: گلپر - ۱۳۸٦/٩/٢٤
