و تو خوبي به همان شكل كه من مي خواهم
شايد اين قدر كه من مي گويم نيستي خوب و قشنگ
ليك سخن مجنون است كه
به ليلي بايد ز نگاه تر مجنون نگريست
هر شبانگاه كه من چشم مي بندم
و
خود را با تو سر آن قله كوه همسفر مي بينم
باز آن صخره سرد قد علم كرده
و ماه خنده به لب
ديدگان بگشوده در آيينه شفاف سپهر
مي شمارم همه شب من رقم اخترها را
عدد من
همه شب از رقم اخترها يك عدد بيشتر است
و
تو آن يك بيشي
من نفسهاي ترا بهر آرامش اين قلب تب آلوده خواهانم . . .

با اجازه از نويسنده بلاگ رنگين کمان ( چون وافعا بهم چيبسد . همونی بود که تو دلم بود .)