گوش کردن به هر آهنگ قشنگی ، مرور هر خاطره ای تو این چند سال ، چشیدن طعم واقعی خوشبختی و......همه وهمه منو یاد تو میندازه . دیشب که خسته خسته بودم ، تو ماشین لحظه شماری می کردم که زودتر به خونه برسیم . ترانه های نوری منو به دنیایی برد که مسافت و ترافیک از ذهنم رفت .
ای شب از رویای تو رنگین شده /سینه از عطر توهم سنگین شده/ ای به روی چشم من گسترده خویش / شادیم بخشیده از اندوه بیش /....
همچو بارانی که شوید جسم خاک / هستیم زالودگیها کرده پاک/ ای تپشهای تن سوزان من/ آتشی در سایه مژگان من/ عشق چون در سینه ام بیدار شد ...............
راستی راستی عشق تو مثل بارونی خستگیها رو از تنم می بره . دوست دارم هر روز و هر ساعت بهت بگم : دوستت دارم عزیزم .
نمی دونی زندگی با یک مرد فهمیده و بافرهنگ چه ارزشی داره و چقدر این فهم و فرهنگ از هر ثروت و قدرتی باارزشتره.
امسال هم تموم شد . و من 1386 بار بیشتر از سال 1385 دوستت دارم همسر خوشگل و مهربون و دوست داشتنیم .
