-تا حالا فیلم هندی رو کامل ندیدم ، اول فیلم و آخر فیلم رو. که ببینی کل ماجرا دستت میاد ، البته بعضی از فیلمهای امروزه سینمای ما هم از سبک هندی پیروی می کنه ، شاید یک کم عجیب به نظر بیاد ولی این روزها خیلی دوست دارم که مثل فیلم هندی مریضی که بیماریش غیر قابل علاجه حالش خوب بشه و سالم بره سر خونه و زندگیش ، دختر فقیر بتونه با پسر پولداری که عاشقش هست ازدواج کنه ، زن و مردی که در آرزوی بچه دار شدن هستند پدر ومادر بشن ،همه آدمهای بد متحول بشن و به خوبی و خوب بودن رو بیارن ، خلاصه کنم دلم آرمان شهر میخواد ،آیا شود روزی ؟
شرابی تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش / مگر یکدم بیاسایم زدنیا و شر و شورش
- دیروز مهمون دوست نازنینی بودم ، شیلا جان دیروز وقتی امیر ازم پرسید : " مهمانی چطور بود ؟ خوش گذ شت ؟" جواب دادم : " خیلی خوب بود ، میزبان سرشار از مهربونی و آرامش بود ، دوستی بود که معاشرت با اون به دانسته ها و داشته های مثبت ذهنی من کمک می کنه . ازش چیزهای زیادی یاد گرفتم و یاد خواهم گرفت ."
من مست می عشقم هشیار نخواهم شد/ وز خواب خوش هستی بیدار نخواهم شد
یه حرفایی رو خیلی وقتها آدم میشنوه و گوشت به شنیدنش عادت می کنه ، اما تو یه زمان ، تو یه لحظه که اون رو می شنوی تا اعماق وجودت رسوخ می کنه ، انگار اون زمان از طرف نیروی لایزال برای تو مقدر شده که اون حرف یا نکته رو نه با گوش جسم بشنوی و نه با چشم جسم ببینی بلکه با گوش دل بشنوی و با چشم دل ببینی . پرپر جونم برام اس ام اسی داد که انگار برای من مقدر شده بود که اون لحظه اون رو واقعا بشنوم و ببینم : "زندگی حکمت اوست ،زندگی دفتری از حادثه هاست ف چند برگی را تو ورق خواهی زد ما بقی را قسمت . "
من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه / صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
می تونم چندگانه بنویسم ، اما از تو ننویسم ، صداقت چشمهات ، گرمی دستهات ، استواری پاهات ، مهربونی قلبت ، شیرینی زبونت هست که من رو همیشه مست و عاشق نگه میداره ،به عشق تو زنده ام و زندگی می کنم عزیزم . بوسه بر چشمان تو ، دستان تو ، پاهای تو ، دل مهربون تو از هر شرابی من رو مست تر و عاشق تر می کنه . هر روز از 8 صبح تا 5-6 بعدازظهر بی تاب دیدارت هستم .
مدامم مست مى دارد نسیم جعد گیسویت, خرابم مى کند هر دم فریب چشم جادویت
