-در شرکت ما سیستم جدیدی پایه گذاری شده به این ترتیب که هر کسی که جز تعدیل نیرو قرار می گیره و میره ، هر کسی که کار بهتر پیدا می کنه و میره ، هر کسی که اخراج میشه ، هر کسی با رئیس دعوا می کنه ،‌هر کسی از مادرش قهر می کنه ، هر کسی که از خیابون رد شده و بهش گفتند بالای چشمت ابروهست و نارحت شده ، هر کسی افسرده شده ، هر کسی که خوشگله ، هر کسی که زشته ، هر کسی حوصله کار کردن نداره کارش رو از ش میگیرن و به من میگن چون شما خیلی کارتون خوبه ، شما کارفلانی رو انجام بدید ، این است سرنوشت درست کارکردن در ایران عزیز ما ، و به این ترتیب بیشتر روزها و ماههای سال حس وطن دوستی در ما فراموش می شود .

-بنا به بند بالا بنده با حفظ مسولیت انجام همه کارهای قبلی ، کارهای جدیدی رو نیز تحویل گرفتم و باید انجام بدم ، البته در شرکت ما عدالت کاملا رعایت میشه ، یعنی افزایش کار مال منه ، افزایش حقوق مال جناب رئیسی هست که بنده روزی 25 ساعت وقت صرف می کنم تا الفبای کار کردن رو بهش یاد بدم .

- به علت حجم بالای کاری و اینکه نوشتن وبلاگ آموزش زبان نیاز به تمرکز داره ، مدتی هست که اصلا هیچی توش ننوشتم و خیلی ناراحتم .

- در مراجعه اخیرم به دکتر علت همه دردها و بیماریهام مشکلات گوارشی تشخیص داده شد و به این ترتیب مدتی هست که رژیم سختی رو شروع کرده ام ، لبنیات ، ترشیجات ، شیرینیجات ، قند و شکر ،‌غذاهای سرخ شده ، رب و انواع سسها ، ماکارونی ،‌ چیپس و پفک و بستنی و.... رو نباید بخورم . شما بگید من چی می تونم بخورم ؟

- یک غر نامه اساسی نوشتم . فکر کنم اولین بار در این وبلاگ که انقدر نالیدم .دلم از جای دیگه گرفته بود اینجا خالیش کردم .
شرابی مست می خواهم که مردافکن بود زورش / مگر یکدم بیاسایم زدنیا و شروشورش .