رز در مورد فرستنده گلها از فروشنده سئوال کرد . فروشنده بهش گفت که من منتظر تلفن شما بودم و می دونستم که تماس خواهيد گرفت .

ديگه شوکه شده بود . انگار خواب مي ديد يا داشت فيلم نگاه می کرد . منظور فروشنده از اينکه منتظرش بوده چی بود ؟ فروشنده ادامه داد : همسر شما هميشه به اين فکر بودند که بعد از مرگ هم از شما قدر دانی کنند برای همين اين سفارش گل در چنين تاريخی هميشه در دفتر من هست . و پول اين گلها قبلا پر داخت شده است . اما کارتی که که سال قبل برای شما فرستاده شده بود هم از سالهای قبل نوشته شده است . امسال هم يک کارت برای شما فرستاده شده است . از فروشنده گل خدا حافظی کرد . گوشی تلفن رو گذاشت و به سمت دسته گل رفت . کارت رو پيدا کرد . دستاش می لرزيد نمی تونست به خودش مسلط باشه در حاليکه اشک از چشماش سرازير بود شروع کرد به خوندن :

عشق من سلام . می دونم که يک سال از رفتن من می گذره . اميدوارم که تحملش برات سخت نبوده باشه . می دو نم تنهايی و تنهايی درد بدی هست درکت می کنم . چون می تونم خودم رو جای تو بگذارم .
عشقی که ما در زندگيمون به هم داديم همه چيز رو زيبا ودرخشان کرده بود من تو رو بيشتر از اينکه بشه با قلم نوشت دوست داشتم . تو همسر کامل من بودی . تو معشوق و دوست من بودی . تو همه نياز های من رو جوابگو بودی . می دونم که يک سال گذشته .اما عزيزم خودت رو نباز ازت خواهش می کنم که شاد باش . من گلها رو هر سال برات می فرستم . هر وقت اين گلها به دستت رسيد به شاديها و خوبيها فکر کن .
يه لحظاتی که با هم بوديم ما مست عشق بوديم . من هميشه دوستت داشتم و می دونم که هنوز هم دوستت دارم اما عزيزم تو بايد زندگی کنی . خواهش می کنم التماس می کنم به دنبال شاديها باش ... می دونم که سخته اما تلاش کن .

اين گلها هر سال برات فرتاده ميشه تا وقتی که تو در خونه باشی و اين گلها رو از فروشنده بگيری . اگر تو خونه نباشی فروشنده ۵ بار ديگه گل رو مياره دم در .و اگر تو نباشی / گل رو به جايی می بره که من بهش معرفی کردم . جايی که ما دوباره در کنار هم خواهيم بود .


پاينده باشيد