فردا يازدهم سپتامبره و يک سال از حمله به آمريکا می گذره . البته اگه بشه بهش گفت حمله .
چون آخه کدوم آدم عاقلی به خودش حمله ميکنه . ولی خوب ديگه برای سر گرمی هم شده بايد ابر قدرت يه خودی نشون بده . آقا اصلا ولش کنيد . تصميم بر اينه که فقط مسايل اجتماعی باز گو بشه و بی خيال سياست باشيم . اما در يازدهم سپتامير سال ۲۰۰۱ که اتفاقا مصادف با بيستم شهريور ۱۳۸۰ بود . يه اتفاق ديگه ای در سرزمين قشنگ ما ايران افتاد که باعث شد همه نگاهها ۱۸۰ درجه تغيير کنه و زاويه ديدش رو از اون گوشه دنيا به اين گوشه دنيا تغيير بده . می تونيد حدس بزنيد چه اتفاقی افتاد .

فکر نکنم بتونيد . ولی من بهتون ميگم : در اين گوشه دنيا . تو اين سرزمين قشنگ تو اين شهر پر دوود .دختر خانم قصه ما گواهينامه اش رو گرفت . واين شد که نگاهها به سمت ايران دوخته شد که البته اين مهم نه به خاطر نفت ايران بود و نه به خاطر جريانات اصلاح طلبی در ايران و نه به خاطر اينکه سخنگوی وزارت امور خارجه امده بود پشت تريبون تا سخنان رئيس جمهور آمريکا رو تکذيب کنه . چون اصولا اين کارها سالهاست که در حال انجامه و تاثیر چندانی نداشته .

پاینده باشید