کافیه تو قراری که با دوستت ساعت 9 تو خیاون 15 خرداد نزدیک سبزه میدان داری یک کم زودتر برسی ، یعنی تقریبا پانزده دقیقه زودتر . اون وقت چون هنوز بازاریهای محترم قدم رنجه نکردن و مغازه هاشون تعطیله تصمیم بگیری بری رو نیمکتهایی که روی سنگفرش جدید خیابون گذاشتن بشینی تا پانزده دقیقه تموم بشه و دوستت از راه برسه . می تونی تجربیات من رو در این زمینه بخونی :
با یه مانتوی ساده که یادگار روزهای دانشجویی هست و یه شال سبز رنگ ساده و بدون طرح ، بدون آرایش ، کفش اسپرت بندی ، جوراب بلند یک عدد شلوار جین بوت کات بلند یه ظاهر خیلی خیلی ساده روتشکیل میده روی نیمکتها کنار یه خانم دیگه نشستی سرت رو بلند کنی ، چشمهایی رو می بینی که بهت زل زدند در حالیکه در ظاهر برای باز کردن مغازه هاشون با عجله در حال گذر هستند .
وقتی هم میخواهی تو این اوضاع نابسامان اقتصادی ازشون خرید کنی با غرولند و بی ادبی کامل جوابت رو میدن . انگار اصلا حواسشون نیست که تو داری از مانده حساب خودت کم می کنی و به مانده حساب اونها اضافه می کنی . البته نه اینکه فکر کنید مبلغ این مانده حساب کم باشه ها !!!!!!!!!!!!
بنده یک عدد دستبند 700 هزار تومانی رو انتخاب کردم وقتی خواستم از نزدیک ببینم فروشنده فرمودند که :" خانم اگه واقعا می خواهی برات میارم ، آوردنش دردسر داره !!!!!!!!!!!!!" من هم که هیچ خوشم نمیاد هم پول بدم و هم منت بکشم گفتم " نه آقا شما خسته میشی من میرم از یه جا دیگه میخرم ، شما به دردسر نیفتی "
البته این ماجرای احترام به مشتری فقط تو بازاربزرگ اتفاق نمی افته ، میدون هفت تیر دنبال یک عدد کراوات برای امیر بودم ، وارد یک فروشگاه شدم ، از فروشنده سوال کردم : " آقا کراوات دارید ؟ " فروشنده یه نگاهی به من کرد و گفت : " داریم خانم ، اما خیلی گرونه !!!!!!!! " ، خواستم ببینم ، دوباره فروشنده گفت : " خانم خیلی گرونه ها "
- خب مثلا چنده ؟!!!!!!!!
- بیست و نه هزار تومان !!!!!!!!!!!
-همین .
یادم اومد که بیشتر از این مبلغ رو تو ایتالیا برای امیر به یورو کراوات خریدم با احترام و ادب ، تو همون ایتالیا یک چهارم این مبلغ هم از یه فروشگاه دیگه برای امیر و داداشها کراوات خریدم باز هم با احترام و ادب . که صد البته هر دو نوع کراواتها خیلی خیلی از کرواتای گرون این آقای فروشنده بهتر بودند .
