نویسنده: گلپر - ۱۳۸۱/٦/٢٧
شيشه پنجره را باران شست
از دل من چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
تو گل سرخ منی .
تو گل ياسمنی .
تو چنان شبنم پاک سحری
نه ار آن پاک تری .
ای خدا ! آخر چه کس باور کرد :
جنگل جانم را آتش مهر تو خاکستر کرد .
تو بهاری
نه ! بهاران از توست .
از دل من چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
تو گل سرخ منی .
تو گل ياسمنی .
تو چنان شبنم پاک سحری
نه ار آن پاک تری .
ای خدا ! آخر چه کس باور کرد :
جنگل جانم را آتش مهر تو خاکستر کرد .
تو بهاری
نه ! بهاران از توست .
