سلام .
بابا عجب روزگاری شده .
يکی مياد پيغام ميذاره که تو که بابلی هستی بيا ببين بقيه بابليها دارن چی کار کی کنن ؟ بعد يکی ديگه مياد ميگه به من هم گفتن بابليم و از اين مسئله ناراحته ؟ !!!!!!!!!!!!!۱۱
والله تنها چيزی که به نظر من رسيد از اين جريان اينه که من در مورد بابل و بابليها نظربدم . يعنی احتمالا اين يک حقه بلاگی هست تا نظر من رو در مورد بابل بدونن . خوب بابام جان از اول درست حسابی و سر راست بگيد چی می خواهيد من هم جواب ميدم .

اولا خدمت راحله خانم عرض کنم که خيلی هم بايد افتخار کنی که اين افتخار نصيبت شده و بهت می گن بابلی . چون از اين مسائل کم پيش مياد که الکی به يکی بگن بابلی .


اما در مورد شهر بابل : يکی از شهرهای استان مازندران هست . در قسمت مرکزی استان واقع شده که البته با جدا شدن استان گلستان به نواحی شرقی استان تبديل شده . به پايتخت نزديکه . و دسترسی اين شهر به پايتخت از طريق جاده هراز هست .شهرهاي آمل بالسر . قائم شهر و جويبار همسايه های بابل هستند .

با شهر ساری مرکز استان حدودا ۴۰ کيلومتر فاصله داره .
اولين نام اين شهر ماه مطير به معناي ابر سياه بوده اما بعدها به علت اينکه اين شهر محل خريد و فروش بوده به نام بارفروش تغيير نام داده و امروز هم که با نام بابل شناخته ميشه.
مردم بابل مردمی خونگرم هستند
. دانشکده پزشکی مازندران که در شهر بابل قرار داره واقع در کاخ سلطنتی رژيم گذشته در اين شهر هست و نکته جالب اين مسئله در اين هست که مردم بابل با جمع آوری پول اين منطقه را خريداری کرده و به دانشگاه هديه کردند . مردان و زنان بزرگي در اين شهر به دنيا آمدن و دروان کودکي و جوانی رو پشت سر گذاشتند کسانی که در راه آزادي کشور و رفاه مردم مبارزه کردند . اما در شهر بابل نام دکتر نو شيروانی نامي آشناست و همه برای او احترام خاصي‌ قائل هستند بزرگمردي که تعداد زيادی از بابليها اون رو به عنوان پدر خودشون می شناسند
.
خوب اينها چيزهايی بود که به ذهن من رسيد اگه کم و کاستی داشت يا چيزی اشتباه بود به من حتما بگيد .
برای اطلاعات بيشتر بريد اينجا
پاينده باويد : پاينده باشيد .

ببخشيد اين عکس هم از سايت بالا گرفتم اون هم بی اجازه .