نويسنده بلاگ حافظ نوشته که ديگه نمي خواد بنويسه . خيلي بد شد .





روزي دوباره کبوتر هايمان را پيدا خواهيم کرد
و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت .

روزي که کمترين سرود بوسه است
و هر انسان
براي هر انسان
برادر است .
روزي که ديگر درهاي خانه شان را نمي بندند .
قفل افسانه اي است
و قلب
براي زندگي بس است .

روزي که معناي هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردي

روزي که آهنگ هر حرف زندگي است .
تا من به خاطر آخرين شعر رنج جست وجوي قافيه نبرم.

روزي که هر لب ترانه اي است .
تا کمترين سرود بوسه باشد .

روزي که تو بيايي .
براي هميشه بيايي
و مهرباني با زيبايي يکسان شود .

روزي که ما دوباره براي کبوتر هايمان دانه بريزيم .

و من آن روز را انتظار مي کشم .............


پاينده باشيد