امروز می خوام در مورد عادت بنويسم . اين عادت چيزی هست که همه ازش فراری هستند ولی اکثر ما هم يه جورايی گرفتار اين عادتها هستيم . عادت به انجام کاری که می تونه خوردن چيزی باشه رفتن به جايی باشه و يا حتی زندگی کردن با کسی باشه .

البته می گن ترک عادت موجب مرض است برای همين خوبه که سعی کنيم که به چيزی عادت نکنيم . چون اگه به چيزی عادت کنيم ديگه کم کم اون کار ارزش خودش رو از دست ميده يعنی اگه کار بدی باشه ديگه قبح عمل از بين ميره و بعد از مدتی از انجام دادن اون کار حتی از وجدان هم خبری نيست و اگه عادت ما به انجام دادن کار خوبی باشه کم کم لذت انجام اون کار خوب هم برای ما بی معنی ميشه و تنها از روی يک برنامه تعيين شده که همون عادتها هستند اون کار رو انجام ميديم .
اما در اين بين کارهايی هستند که ما بار ها و بارها اون رو انجام ميديم اما نميشه اسم اون رو عادت گذاشت . کارهايی هستند که با انجام دادن اونها احساس رضايت می کنيم و با توجه به اين احساس رضايت با ميل قلبی و باطنی و نه از روی يک برنامه عادتی دوباره می خواهيم که اين کار رور انجام بديم . اگه وقتی يک کاری رو انجام ميديم روش فکر کنيم و تمام جوانبش رو بسنجيم و ثمراتش رو ببينيم اگه خوب باشه مطمئنا تشويش ميشيم که دوباره اين کار رو انجام بديم و اگر نتيجه منفی باشه نسبت به انجام اون کار سرد ميشيم .
برای همين فکر می کنم برای اينکه کارهامون به عادت تبديل نشه و سعی کنيم که کاری انجام بديم که ازش لذت ببريم و هيچ اثر منفی هم تو زندگی ما نداشته باشه خوبه هميشه به کارهامون فکر کنيم .

پاينده باشيد