نویسنده: گلپر - ۱۳۸۱/۸/۱٧
مطلب ديروز نصفه موند . داشتم ميگفتم که نبايد سعي در تغيير دادن طرف مقابل داشته باشيم ميدونيد يه مثلي هست در مورد يه عاشق که به معشوقش اين رو ميگه :
عزيزم از حرف زدن من بدت مياد حتما عوضش ميکنم . پس دوستم داشته باش
عزيزم از طرز تفکر من خوشت نمياد . حتما اون رو تغيير ميدم . پس دوستم داشته باش
عزيزم از برخورد من با ديگران خوشت نمياد سعي ميکنم که خودم رو عوض کنم پس دوستم داشته باش .
عزيزم از دوستاي من خوشت نمياد .اونها رو ترک مي کنم پس من رو دوست داشته باش .
و....
خلاصه انقدر خودش رو تغيير ميده تا اوني بشه که معشوق ميخواد .ولي يه دفعه ساکت مي شه و ميگه نه عزيزم ديگه منو دوست نداشته باش چون حالا حتي خودم هم خودم رو نمي شناسم و انتظار ندارم که تو هم من رو بشناسي يا دوست داشته باشي .
اما مطلب اصلي اينه که عشق به کمال رسيدن و به عرش رفتنه اما اين نبايد با تغيير دادن اشتباه بشه دو نفر که همديگرو قبول داشته باشن و از نظر خصوصيات کلي و طرز فکر به هم نزديک باشن با هم پيشرفت مي کنن و از کنار هم بودن لذت ميبرن ولي دو نفر که از نظر فکري و اخلاقي از هم دور باشن فقط انرژي خودشون رو صرف اين ميکنند که حرف خودشون روبه کرسي بنشونن و اين مسئله کم کم اونها رو خسته مي کنه و اونجاست که متاسفانه عشق کمرنگ ميشه .
نمي دونم تونستم منظورم رو خوب بگم يا نه .
البته شاهدي اينجا هست که فرد مورد نظرش رو با شناخت و احساس انتخاب کرده و حالا نه براي تغيير خودش يا طرف مقابلش بلکه براي به دست آوردن اون چيزهايي که هميشه مورد نظرش بوده و در راه اهداف زندگيش تلاش مي کنه.شما هم شاهد ما رو مي شناسيد و منظورم دختر خانم قصه ماست .
عزيزم از حرف زدن من بدت مياد حتما عوضش ميکنم . پس دوستم داشته باش
عزيزم از طرز تفکر من خوشت نمياد . حتما اون رو تغيير ميدم . پس دوستم داشته باش
عزيزم از برخورد من با ديگران خوشت نمياد سعي ميکنم که خودم رو عوض کنم پس دوستم داشته باش .
عزيزم از دوستاي من خوشت نمياد .اونها رو ترک مي کنم پس من رو دوست داشته باش .
و....
خلاصه انقدر خودش رو تغيير ميده تا اوني بشه که معشوق ميخواد .ولي يه دفعه ساکت مي شه و ميگه نه عزيزم ديگه منو دوست نداشته باش چون حالا حتي خودم هم خودم رو نمي شناسم و انتظار ندارم که تو هم من رو بشناسي يا دوست داشته باشي .
اما مطلب اصلي اينه که عشق به کمال رسيدن و به عرش رفتنه اما اين نبايد با تغيير دادن اشتباه بشه دو نفر که همديگرو قبول داشته باشن و از نظر خصوصيات کلي و طرز فکر به هم نزديک باشن با هم پيشرفت مي کنن و از کنار هم بودن لذت ميبرن ولي دو نفر که از نظر فکري و اخلاقي از هم دور باشن فقط انرژي خودشون رو صرف اين ميکنند که حرف خودشون روبه کرسي بنشونن و اين مسئله کم کم اونها رو خسته مي کنه و اونجاست که متاسفانه عشق کمرنگ ميشه .
نمي دونم تونستم منظورم رو خوب بگم يا نه .
البته شاهدي اينجا هست که فرد مورد نظرش رو با شناخت و احساس انتخاب کرده و حالا نه براي تغيير خودش يا طرف مقابلش بلکه براي به دست آوردن اون چيزهايي که هميشه مورد نظرش بوده و در راه اهداف زندگيش تلاش مي کنه.شما هم شاهد ما رو مي شناسيد و منظورم دختر خانم قصه ماست .
