ديروز در راستاي اينكه خشي آقا هيچ تقصيري نداره كه :
1-من دانشگاهم رو دوست نداشتم و هزار بلا اونجا سرم اومد.
2- فكر مي كردم تو همين سن و سالها كه الان هستم همش ميرم مسافرت و كيف مي كنم

ولي حالا نمي تونم برم .
3- مريضي طولاني مدت بابا ، باعث خستگي روحي وجسمي مامان شده
4- همكارهاي گرامي خيلي راحت صبح علي الطلوع به حال آدم .............مي زنند
....
ولي من انتقام همه اينها رو از شخص شخيص خشي آقا گرفتم و رابطه عشقولانه عجيبي

پيش آمد . براي پاره اي عذر خواهيها از آخرين باقي مانده هاي حقوق شهریور كادوئ كوچيكي براي ايشان خريداري نمودم . ( لطفا در مورد كادو سوال نفرمائيد ،‌چون دوستان مشترك

من و ساروي كيجا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ناراحت ميشن اگه مشخصات بديم .)
كادوي ناقابل را تقديم نموده ، مقاديري عذر خواهي كرديم و روانه كلاس حركات موزون

شدم . .در آنجا چشم را به همه مشكلات بستم و حركات موزون انجام دادم  و شاد شدم
خدا بر خشي آقا رحمت فرستد با اين همه مهرباني و صبر عنايت كند با اين همسر خوش

اخلاق .این هم برای خشی آقا