1- نمي دونم دوستاني كه وبلاگ من رو مي خونند با منظق فازي آشنايي دارند يا نه ؟ مدتيه كه دانشمندان علم رياضي به اين نتيجه رسيدند كه علم رياضي که هميشه به عنوان مطلق گراترين علم مطرح  ميشده هم مطلق نيست .وبراي هر گزاره علمي در مورد اين علم بايد نسبيتي قائل بود . روش ابداع منطق فازي و اينكه مبدع آن يك ايراني الاصل بوده مبحث بزرگي هست كه اينجا مجالش نيست شايد وقتي ديگر . اما مطالعه اين منطق رو به همه جويندگان حقيقت شديدا پيشنهاد مي كنم .
نكته اي كه من مي خوام از منطق فازي براي اين مطلب استفاده كنم همون نسبي بودن هر  چيزي در دنياست . و من وقتي نوشته شراگيم رو خوندم وافعا در شگفت شدم كه چطور كسي كه خودش رو  امروزي مي دونه  مي تونه به اين راحتي انقدر مطلق گرا باشه . اگر در علوم رياضي و مهندسي چندين سال است كه بحث نسبي بودن مطرح شده در بحثهاي علوم انساني سالهاست كه نسبي بودن روابط مطرح و قابل قبوله كه اگر غير از اين بود نظر سنجيها و آمارگيريها چه ارزشي داشت ؟


2-شرايط زندگي انسانها ، تربيت ، ژن ، سطح اطلاعات عمومي همه وهمه در اين نوشته ناديده گرفته شده و تنها به غريزه اتكا شده ؟ با عرض معذرت فقط براي رد قضيه مطرح شده ميگم : پس چه  فرقي است بين موجود دو پا با چهارپا ؟ مگر نه اينكه انسان برتري خود را به چهارپا بر دو چيز ميداند :1- زبان ناطق 2- انتقال تجربه و پيروي نكردن كوركورانه از غريزه .

3-به قول آقاي امير ،‌بهتر بود ايشون در نوشته شون از ادبيات بهتري استقاده مي كردند تا اقلا نوشته از نظر ظاهري بيشتر شكل يك مقاله علمي داشته باشه تا يك نوشته پ و ر..


4-چه زن چه مرد هميشه بايد نسبت به رابطه اي كه داره احساس تعهد بكنه هر وقت از رابطه اي زده شد بهتره كه اون رو تموم كنه و نه خيانت كنه . در ضمن هميشه هم بايد گوشه ذهنش به خودش  يادآوري كنه  كه اون هم ممكنه اشتباه كنه و تو مسير اشتباه بيفته چون هيچ چيز و هيچ كس مطلق نيست و راه خطا براي همه هست .


ببخشيد زياد حرف زدم و كمي هم بي ادبانه نوشتم .