برف روی کاجها

شاگرد بازیگوش کلاس پیانو که حتی ناخنهاش رو هم برای کلاس کوتاه نمی کنه ، تو فنجون لب پر مخصوص خودش تو خونه استاد پیانو چای می خوره و از حساس بودن بی اساس  شوهرش نسبت به خودش ناله داره ، این شخصیت زنی در فیلم برف روی کاجهاست ، ، زنی که وارد زندگی استاد پیانو شده و با همسر استاد روابطی مخفیانه داره !!

خیانت،  داستان تکراری این روزهای ماست ، تو فیلم ، تو کتاب ، تو وبلاگها و زندگی روزمره دیده میشه ، گاهی کسانی این کار رو میکنند که حتی خیال این کار هم برای اونها غیر ممکن هست .

اما فیلم برف روی کاجها ، فیلمی بسیار خوش ساخت ، که به همین موضوع پرداخته ، زنی که همه بهش دروغ میگن ، شوهرش ، همکار شوهرش و حتی دوست صمیمیش بهش دروغ میگن ، تا اینکه خودش با واقعیت روبه رو میشه و البته برخوردی بسیار متین از خودش نشون میده ، نه داد میزنه و نه فریاد میکشه ، فقط سعی می کنه آثار ضارب رو از زندگیش حذف کنه ، دکمه های پیانو رو با حساسیت پاک می کنه ،فنجون لب پر رو تو سطل آشغال می ریزه ،  دکور خونه رو عوض میکنه تا جایی که کتاب می خونه یا چای میخوره شبیه روزهایی نباشه که با همسر خائنش چای میخورده ، ساعت کاریش رو زیاد می کنه تا به خاطر نیازهای مالی تن به هر ذلتی نده ، و همه اینها در مورد زنی هست که به بایدها و ارزشهای جامعه سنتی هم احترام میگذاره که این از برخوردی که با خانم همسایه داره کاملا مشهود هست .
و اما این زن  در برابر همه بی صداقیتها فقط سکوت می کنه و دست آخر تنها خودش هست که راست رو میگه ،  به مردی که بهش دروغ گفته ، صادقانه  حس جدیدش رو به پسرک جوان اعتراف میکنه .
 
خوشبختانه تو این روزهای شلوغ و بی تفریح دو تا فیلم خوب دیدم ، هر چند ، چندین و چند بار فیلم رو متوقف کردیم و فیلم سینمایی رو مثل سریال در چند قسمت دیدیم ، اما دیدن فیلم "گذشته" و" برف روی کاجها "می ارزید به این تلاش .
 بعد دیدن برف روی کاجها دو سوال ذهن من رو درگیر کرده :
 
1- در اکثر موارد ، فردی که به زندگیش خیانت می کنه ، بعد مدتی پشیمون میشه و به زندگی اولش برمیگرده ، این رو همه ما می دونیم ، پس چرا اینقدر این روزها باب خیانت باز شده ؟

2- آیا فردی که همسرش بهش خیانت کرده باید منتظر بمونه تا همسرش پشیمون بشه و به زندگی برگرده یا اون رابطه تموم شده به حساب میاد ؟

 
پ. ن : ایرن عزیز توی وبلاگش در مورد این فیلم نظرخواهی کرده بود ، که این نظر خواهی دست مایه نوشتن این پست شد .

/ 7 نظر / 28 بازدید
ایرن

http://dar-shahr.persianblog.ir/page/sara-shariati این یک مقاله از سارا شریعتی است. قشنگ است. اشریح کرده که این روزها لذت مدار شدیم و در آن می خواهیم زندگس کنیم. همه هتجارها و ارزش ها را به حال خود گذاشته ایم و .... به نظرم منطقی است! وقتی اعتبار با لذت باشد و نه تعهد این آمار خیانت قابل پیش بینی است.... در مورد سوال دومت خیلی بستگی به شرایط دارد. دوستی دارم که دو کودک دارد و متاسفانه مبتلا به این داستان است. شوهرش برایش تمام شده ولی زندگیشان ادامه دارد... اما از قدیم گفته اند زن حاضر است شوهرش را در قبر ببیند و در بغل زن دیگر نبیند!

نیکادل

اینقدر طلاق برای زنهای ما تبعات منفی داره که خیلی ها خیانت رو نادیده میگیرند و زندگی میکنند.اما لابد زخم روحیش فراموش شدنی نیست.

آرامیس

منم دیدم و لذت بردم بعد از مدتها....یه فیلم خوب بود.دست مریزاد باید گفت

مسافر

حرفهایم را در کامنتی برای گلستانه هم گذاشتم اما کسی نمی دونه ان زن چقدر درد کشیده از این همه سکوت و صبوری! نه همیشه هم این طور نیست که برگرده. راستش من اعتقاد ندارم این برگشت فایده ای داشته باشه! می دونی گلی جان شاید زندگی بهتر هم بشه اما قلب درد کشیده و رنج دیده فرد مورد خیانت هیچ وقت ترمیم نمیشه!

باران

مشتاق شدم فیلم را ببینم .خیلی وقته فیلم خوب ندیدم[ناراحت] پسر میذاره فیلم ببینم آیا؟[سوال] فرزام گلم را ببوس[ماچ]

مامان معین

سلام گلپر عزیز... پسر گل خوبن که انشالا.... منم همین دو تا سوال ذهنم رو مشغول کرده.. البته کسایی رو که میبینم این روزها خیانت میکنن معمولا با غرور و افتخار هم بیان میکنن... و من خیلی به این موضوع فکر میکنم که چقدر ما عجیبیم... اخه انگار ویروس خیانت همه گیر شده و کمتر کسی سلامت مونده

sheila maman nima

shahkarha yek bar zade mishan. dar mored markez sad sal tanhayi bud, j.k.rowling harry potter .