عشق جاودان

چه کنم روزهایی که به یاد تو می گذرانم و سعی میکنم تمام یادها را فراموش کنم ؟


وقتی روزیکه خسته وعصبی از آلودگی هوا نوشتم ، دوستی برایم کامنت گذاشت که نوشته ام خیلی تلخ بود !حتی وقتی از پدرت می نویسی انقدر تلخ نیست ...

و من آن روز به این فکر کردم که عشق فرزند یعنی چه ؟ یعنی اینکه اوج ناراحتی و عصبانیت من وقتی بوده که نگران سلامت کودک تازه رسیده ام بودم .

باز هم همان روز و همان لحظه به تو فکر کردم ، به عشقی که به ما داشتی ، به عشقی که به من داشتی .

بغض این روزهای من به خاطر نبودنت اغلب به دست خودم سرکوب میشود ، اما گاهی نیز در خلوت شکسته میشود . همانطور که گاه و بیگاه به خوابم می آیی و من تعبیرش را مراقبت میدانم ، هوای ما را داشته باش .اضطراب این روزهای من را دورکن .

آرزو میکنم که همان عشقی که به ما داشتی ، من هم بتوانم به فرزندم ارزانی کنم ، هر چند که طفلک از محبتهای بی دریغ و روشهای تربیتی پدربزرگ مهربونش محروم خواهد بود .

امضا
کسی که این روزها خیلی تو را کم دارد.

/ 3 نظر / 8 بازدید
سارا

خدا رحمتشون کنه ولی مطمئن باش که الان یه پدربزگ خوشحاله.روحش شاد[گل]