سر به روی شانه های مهربانت می گذارم
عقده دل می گشاید : گریه بی اختیارم
از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم

خالی از خودخواهی من برتر از آلایش تن
من تو را بالاتر از تن برتر از من دوست دارم

عشق صدها چهره دارد : چشم تو آیینه دارش
عشق را در چهره آیینه دیدن دوست دارم

در خموشی چشم ما را قصه ها و گفتگوهاست
من تو را در جذبه محراب دیدن دوست دارم

من تو را بالاتر از تن برتر از من دوست دارم

در هوای دیدنت یک عمر در چله نشستم
چله را در مقدم عسقت شکستن دوست دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم

/ 4 نظر / 7 بازدید
دوست

از اينکه باز هم شرع کردی به نوشتن خوشحالم اميدوارم که هميشه شاد و سربلند باشی !!

روز های مسکو

سلامی چو بوی خوش آشنایی./ با بهتر شده هوا، خیلی ها چمدان ها را می بندند و راهی سفر می شوند. اگر مایلید با کمترین دردسر و حداقل هزینه به مسکو سفر کنید پیشنهاد می کنم سری به « روز های مسکو» بزنید و از راهنمایی مفید مطلب« شنیدن کی بود مانند دیدن» بهره ببرید. شاد کامروا باشید.

مسعود

سلام.چرا کم مينويسی عزيز

فریبا آتش

سخنگوی گرامی سلام ، خورسندم از ین که راه کلبه ی تان را دریافتم و هم ممنونم که به کلبه ام سری زدید . خواننده ی سروده های تان خواهم بود. روز های خوش برای تان آرزو می برم.