روزهای انتظار - 4

وقتی باردارمیشی ، و این خبر خوش رو به همه میگی ، حدسها و سوالها شروع میشه ، اول همه در مورد اینکه دختر داری یا پسر داری بحث میکنند ، دو تا از عمه های من سر اینکه جوجه من دختر یا پسرهست با هم شرط بندی کرده بودند !!!!!

 اما من ، شکل صورتم گرد و درشت هست ، از همون اوایل بارداری هم با هر گرم اضافه وزنی صورتم رشد زیادی کرد و مهمترین عضو صورتم هم که بزرگ شد ، بینی بود . و سیل حدسها در مورد اینکه جوجه دختر هست شروع شد . شوهر خواهرم از من قول گرفته بود که وقتی جنسیت نی نی رو فهمیدم ، اول به اون بگم ، ولی مامان من از روی حدس خودش و دیگران اونقدر با قاطعیت به خواهر و شوهرخواهرم گفته بود که جوجه دخترهست  اونها فکر کرده بودند که من جنسیت نی نی  رو میدونم ولی به اونها نگفتم !!!
القصه من هم سر صبر تو هفته 19 رفتم سونوگرافی ، چون واقعا جنسیت برام مهم نبود ( البته بعدا که خریدهای قبلیم رو نگاه کردم دیدم هر چیزی که برای کودک آینده ام خریده بودم ، از نوع یونی س*کس اما بیشتر مایل به پسرونه هست .) وقتی خانم دکتر بهم گفت : " آقا غضنفر مثل خودت لپ داره اصلا باورم نمیشد که بچه ام پسره ، انگار تو دو سه ماه گذشته این فکر به مغز من تزریق شده بود که بچه ام دختره .
تو هفته 20، یعنی هفته اول عید ، دل دردهای شدیدی داشتم که البته با نسخه تلفنی دکتر خوب شد اما این درد رو بهانه کردم ، و برای اینکه امیر هم سونوی پسرک رو ببینه ( جاییکه دکتر برای سونوگرافی توصیه کرده بود ، امیر رو راه نمیداد تو اتاق سونوگرافی ) و من هم مطمئن بشم که نی نی ما پسره ، تصمیم به سونوگرافی مجدد گرفتیم ، لازم به ذکر نیست که همه سونوگرافیها بسته بودند ، فقط سونوگرافی اطهری باز بود که انقدر شلوغ بود که نمیشد بهش فکر کرد و در کمال تعجب سونوگرافی دکتر شاکری . آقای دکتر پراب سونو رو نگذاشته روی شکم من ، گفت آقا پسرتون ایستاده روی پاهاش ، و با همین جمله من فهمیدم که نی نی خان ما شازده پسر می باشد و دل درد ما هم به خاطر وضعیت ایشون بوده ، باباجان هم از دیدن روی ماهشون بسیار مسرور بودند .
بنابراین پیشنهاد منن  اینه که حتی به سونوگرافی زودتر از موعد هم برای تعیین جنسیت خیلی تکیه نکنید و خصوصا حدس و گمان اطرافیان چون ممکنه بعدا کمی شوک شوید.

اما سوال بعدی اینه که اسم کوچولو چی هست ؟ وقتی  آذر ماه از استانبول برگشتم ، و خبر بارداریم رو به خواهرهام دادم ، تو مهمونی آخر هفته که خونه خاله فرخ برگزار شد ، خاله فرخ و همسرجانش برای جوجه ما کیک تولد خریدند و یک شمع صفر هم براش روشن کردند ، کارشون واقعا لذت بخش بود از همون روز اسم پیشنهاد میدادند ، مامانم همون شب به ما گفت : " انتخاب اسم به عهده پدر ومادر هست ، خودتون تصمیم بگیرید." ما هم از اون روز تصمیم گرفتیم تا روزیکه اسم کوچولومون رو تعیین نکردیم به کسی نگیم ، چون سابقه این رو داشتیم که در مورد انتخاب اسم هرکسی نظری داره و ممکنه  نظر سنجی کنی امادر نهایت به نظر یک نفر بهایی ندی ، موجبات ناراحتی اون فرد فراهم بشه .
انتخاب اسم به نوبه خود کاری بسیار سخت و وظیفه ای سنگین هست ، من با این روش کار رو برای خودم و همسرم راحت تر کردم .البته در نظر داشته باشید که مشکل پسندبودن  همسر هم تو برنامه کاریتون باشه ، اسم پسرمون رو من انتخاب کردم ، یعنی یک لیست آماده کردم و روی یک اسم با آقای پدر به اجماع رسیدیم .

زمانیکه جنسیت بچه معلوم میشه عموما تو ماه چهار و پنج بارداری هستی ، زمزمه های جدیدی شروع میشه ، چقدر چاق شدی ؟ چرا وزن اضافه نکردی ؟ این نکته رو هم در نظر داشته باشید با رعایت رژیم غذایی سالم ، هرکسی سیستم بدنش منحصر به خودش هست ، بعضیها فقط شکمشون بزرگ میشه ، بعضی ها هم کلا چاق میشن و بعضی ها هم که اصلا زیاد چاق نمیشن .

کلا تو این دوره حساس زندگی کامنتها وسوالهای اطرافیان میتونه باعث کمک یا تشویش ذهن بشه ، باید خودمون حواسمون رو جمع کنیم.
از اونجاییکه من آدم مستقلی هستم سعی کردم زیاد تحت تاثیر نظرات دیگران نباشم ، در هیچ موردی ، اما از گزند فکر و خیالهای خام در امان نبودم ، سعی کردم با یوگا نیدرا و مطالعه ، استفاده از روغنهای خوشبو و مراقبه به خودم و فرزند در راهم آرامش بدم ، اما کامل موفق نبودم ، به همین خاطر از مشاور خوبی کمک گرفتم و تا الان تونستم راحت تر این دوره شیرین اما پر استرس رو پشت سر بگذارم ، ماههای اول هر روز نیم ساعتی اشک میریختم که چرا پدرم تو این روزها کنارم نیست ، اما حالا که آروم تر شدم ، حضورش رو درکنارم احساس میکنم .

/ 8 نظر / 35 بازدید
mana

azzizami khili mobarak basheh ba aramsh va shadi va salamti pesarak kocholo ro be donya moyari ishahalh az harfhai azar dahandeh ham fagat dori kon mibosamet maman khoshghel

نیکادل

به به !چه ÷پست های جالبی[قلب] امام از اظهار نظرهای دیگران...فقط دوست دارند بگن و برن....اصلا به اثر حرفشون روی طرف توجه نمیکنن [اضطراب] من از اول میدونستم نی نی پسره و چون هیچی وزن اضافه نکردم و هیچی ورم نداشتم تا نزدیک 5 ماهگی که به کسی نگفتم هیچ کس نفهمید.راستش تا زمانیکه به کسی نگفته بودم خیلی راحت بودم...بیزارم از این همه کامنت خاله خانباجی ها

آرامیس

آخ که من چقدر حرص میخورم کسی که پدر یا مادرشو از دست داده بگه کاش الان پیشم بود و اینطور میشد و .... اون ته تهای دلم همیشه عقیده دارم اونا در کنار ما هستن و به همه چیز آگاهن و هروقت یادشون باشیم میشه حسشون کرد.از حالا رفتی جزئ مادرشوهرا.....گلپرجان!

متولد ماه مهر

اره دوستم منم اینهایی را که می گی حس می کنم یکی میگه لاغری یکی میگه شکمت خیلی گنده شده ولی می گذره من سعی می کنم اهمیت ندهم. ما هم تا حالا چند تا اسم انتخاب کردیم تا ببینیم قرعه به کدوم می افته.

پرنده

در مورد انتخاب اسم شدیداً باهات موافقم روح پدرتون شاد

پرنده

در مورد انتخاب اسم شدیداً باهات موافقم روح پدرتون شاد

آبینه

خوش به حال پسرک بااین مادرمدیرومدبر.شک نکن پدرهمیشه کنارت هست بانو.

مسافر

شک نکن که همیشه پدر در کنارته... روحشون شاد.