این روزها

وقتی چهل روزگی برای پایان دادن به دل دردهای پسرک و منظم شدن خوابش وعده ای بیش نبود ، خودم دست به کار شدم ، یک برنامه هفت روزه که بابا امیر از اینترنت گرفته بود رو با مقاله های مختلفی که خودم در این مورد خوندم کنار هم گذاشتم و یک برنامه یک هفته ای رو شروع کردم ، سه روز اول خیلی سخت بود اما روز نهم دقیقا پسرک ساعت 10 می خوابید ، برای شیر بیدار میشد و دوباره میخوابید . واقعیتش این هست که بابت این موضوع خیلی از خودم راضی بودم و خوشحال که موفق شدم . در مورد دل درد ها هم رژیم سختی در پیش داشتم تا غذایی باعث دل درد فرزام کوچولو نشه .

امااااااااااااااااااااااااااااااااا ، دقیقا از روز31 شهریور پسرک آنچنان بیقرار شده بود که این بار نه تنها شبها نمی خوابید ، روزها هم بیدار بود و بی وقفه اشک میریخت و جیغ میزد ، این بار البته می فهمیدم که ناراحتیش مثل دل دردهای کولیکی نیست ، دوشنبه شب که به سختی خوابوندمش ، و بالای سرش بیدار بودم ، متوجه سرفه های زیادش شدم و به همین خاطر صبح مطب دکتر بودیم ، دکتر راضی بود ، در مورد سرفه هاش فقط تاکید کرد که جای شلوغ نبریمش و دور وبرش سیگاری نباشه که خب البته هیچ کس تو خونه ما سیگار نمی کشه ، سیگاری ها می دونند که من و امیر خیلی حساس هستیم روی این موضوع .
از طرف بعضی از بزرگان هم کلی مورد خطاب قرار گرفتیم که بچه همین هست و باید تحمل گریه اش رو داشته باشید !!! اما من می دونستم بچه ای که وقتی دل درد نداشت خیلی آروم بود و حتی خودش به حال خودش می خوابید ، حتما یک مشکلی داره که میخواد همیشه تو بغل من باشه و تقریبا تو نود درصد مواقع هیچ جای دیگه ای آروم نیست و گاهی انقدر گریه میکنه و جیغ میزنه که نفسش میگیره ، گاهی صداش هم از فرط جیغ زدن میگیره که بهش میگم : " پسرجان انقدر بهت میگم میری استادیوم ، زیاد جیغ نزن ! صدات میگیره . گوش نمیدی ."
در نهایت پس از داستانهای زیاد و نگرانی مداوم و واکسن زدن در همین ایام ، مراجعه به دو دکتر دیگه ، تشخیص بر آلرژی به پروتئین گاوی بود و البته حرفهای ضد و نقیض در همه موارد :
1-یک دکتر استفاده از کریر رو بسیار مفید میدونه برای بچه های ریفلاکسی و یکی دیگه کاملا مضر
2- یکی ویتامین آ-د تجویز میکنه و دیگری مولتی ویتامین
3- یکی رژیم میده که کل پروتئینهای گاوی و سویا باید حذف بشه و یکی هم تو رژیمش فقط لبنیات گاوی حذف میشه به اضافه آجیل و غذاهای دریایی !!!
4-یکی هیچ دارویی نمیده برای دردهای گوارشی ، یکی دیگه دارو میده
5- شربت ضد حساسیت هم هر کدوم یک چیزی رو پیشنهاد میکنند
و.....

در این بین خانم دکتری که از قضا آشنا هم هست ، آنچنان برخورد زننده ای با من داشت من باب دادن شیر کمکی که نمی تونم هضمش کنم ، هر چقدر هم براش  مشکلم رو توضیح دادم و اینکه میانگین شیرکمکی روزی 30 سی سی بیشتر نیست ، الان شیر کمکی قطع شده اما می بینم که گاهی فرزام واقعا سیر نمیشه ، رژیم رو پیگیری می کنم و با اینکه دامنه غذاهایی که میشه خورد خیلی کم هست سعی میکنم شیرم رو مغذی کنم ، اما از دکترها دلگیرم ، انگار به دکتر خودم عادت کردم که خیلی برام وقت میگذاشت ، از این صحنه که باید تو اتاق دکتر اطفال تند و تند حرفهات رو بزنی و دکتر هم سر سری جوابت روبده ناراضی هستم .
اما پسرکم ، 4 شبی هست که با شربت ضدحساسیت می خوابه البته به سختی ، من و بابا امیر نسبت به این دارو حس خوبی نداریم ، همه تلاشمون رو می کنیم تا دلبرکمون بدون دارو بخوابه ، بازیهای مختلف می کنیم ، عصرها حدود ساعت 8 شب ماشین سواری ، حموم کردن ...
دلبر مامان که این روزها دوست داری تو بغلم باشی و برات گل گلدون بخونم، عزیزی هستی که "وقتی چشمهات هم میاد ، دو ستاره کم میاد" ،کوچولوی عزیزم همه شب بیداریها و رژیمهای غذایی و تحمل بی اخلاقی دکترها به داشتنت می ارزه .من و بابایی در حال تجربه یک عشق ناب هستیم .

 

پ.ن : یادم هست که به دوستی آدرس مطب خانم دکتر فامیلمون رو داده بودم ، اما متاسفانه یادم نیست که به چه کسی دقیقا آدرس رو دادم  ، اما خیلی کنجکاو هستم که آیا پیش ایشون رفتند ؟ رفتار خانم دکتر چطور بود ؟ آیا با اون هم مثل دانشجوهای کلاسش برخورد کرد یا مادر نگرانی که ده روز چشم روی هم نگذاشته و چشمهاش مثل ژاپنیها شده ؟!!

/ 40 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جودی

ما هم تا 40 روز گریه های بی امان داشتیم و نهی دکترها از مصرف شیرکمکی.اما از دوهفتگی با عذاب وجدان روزی یکبار شیر خشک میدادم.حالا میفهمم که خیلی از اون گریه ها به خاطر گرسنگی بوده

دکتر ممول!

گلی جان طبق اخرین ویزیتی که بنده نمودم فرزام خان گل گلاب رو ایشون هیچیشون نیست و کاملا سر حال و مرتب هستن شکر خدا ( البته خیالت راحت کاملا در جریان هستم که بچه ها تمام تلاششون رو می کنن که پدر و مادر غرغرو شون رو ضایع کنن ) بی شوخی ولی گلی جان من که خب هر تجربه ای دارم تلفنی بهت می گم ولی مهم ترین چیزی که الان یادم اومد بهت بگم اینه که اصلا انقدر بچه رو این دکتر اون دکتر نکن . ما هم با پویان همین کار رو می کردیم مدتی البته همش هم از ترس اینکه نکنه خدای نکرده مشکلی داشته باشه و دکترا نفهمن . ولی از یه جایی به بعد دیدیم هیچ فایده ای نداره این یه رونده که باید طی بشه به خصوص در مورد بچه هایی مثل بچه های ما که خب مشکلات گوارشی بیشتری دارن نسبت به بچه های دیگه . و هیچ راه گریزی هم نیست و هیچ دکتری هم راه حل معجزه آسایی برای خلاص شدن این طفلی ها نداره . فقط حرص نخور و تحمل کن . به خدا یه روز چشم باز میکنی می بینی دیگه نه از ریفلاکس خبری هست و نه ار رژیم . امیدوارم فرزام امشب پسر خوبی بوده باشه [چشمک][ماچ]

یاسمن

گلپر جون عکس های پسر نازت تو ف ی س دیدم اینجا ولی خیلی وقته نیومده بودم تبریک و بوس و آرزو های خوب من هم برای دامون درگیر رفلاکس بودم تصمیم دکتر به دکتر نکردن خیلی خوبه ولی یک دکتر خیلی خوب و وقت گذار و نه تئوریک دکتر افتاده تو ی ظفر هستند

یاسمن

ما هم سر سهند چند تا دکترعوض کردیم و بچه خیلی اذیت شد و یکی که بچه 14 ساله داشت بهمون ایشون رو پیشنهاد داند که ما گفتیم دیگه دکتر جدید نه که سر مشکلی از ناچاری (بعد از یکسال از معرفی ) اونجا رفتیم که الان ارادت ویژه ای به دکتر دلسوزیشون و خدمات شون داریم اگر خواستی یک امتحانی کن رفلاکس خوب می شه اگر مراقب باشی پیگیری کن که اگر لازمه دارو بدی چون از عوارضش زخم مری معده و این چیزهاست (قدیمها هم بوده و درمان نمی شده و در بزرگسالی باعث اینها می شه) امیدوارم حرفهام لحن در میون گذاشتن تجربه داشته باشه و نه نصیحت :) مادر بودن و پدر بودنتون باز هم مبارک

پریسا مامان امیر ارسلان

عزیزم انشالله سلاکت باشه پسرکتون.من تو این زمینه کمکی از دستم برنمیاد چون امیرارسلان خیلی آروم بود و اصلا دل درد و بی قراری نداشت.امیدوارم آقا فرزام گل هم از این مرحله رد بشه . شاد و سالم و خوش باشین

سیندخت

واقعا رسیدن به یه نتیجه بدون درنظر گرفتن اظهار نظرهای اطرافیان سخته... ولی خب شما مدیریتتون خوبه گلم... یه دکتر هست که خواهری من 7 ساله دخترش رو فقط پیش ایشون می بره و بسیار دلسوزه، و حساس، خانوم دکتر بسیار مهربون ولی خب مطب نداره به علت علاقش به بچه هاش فقط توی بیمارستان بیمار ویزیت میکنه... همون بیمارستان بانک ملی... منم ایشالا گل پسرو تحت نظر ایشون قرار میدم ایشالا فرزام گلی همیشه سلامت باشه

آساره

سلام خوبی گلپر ، انشالله پسرت به زودی زود خوب بشه ، اینقدر این دکتر اون دکتر نکن ، فکر نمی کنم کار خوبی باشه اینکه فقط یه دکتر با انصاف پیدا بشه که پولکی نباشه خوبه

ساروی کیجا

عشقم می دونم که الان همه بهت پیشنهاد می دن و واقعا آدم از شنیدن این همه پیشنهاد دیوونه می شه، اما خب چه کنم، من هم اگه نگم فکر می کنی لالم!!! ببین ما هم همین بدبختی رو با دکترهای متخصص کودکان داشتیم. نهایتا تصمیم گرفتیم به شیوه ی خارجی ها!! بچه رو پیش دکتر خانوادگی ببریم (هر ماه) و اگر مورد خیلی خاصی پیش اومد که دکتر عمومی صلاح دید، ببریمش متخصص. باور کن از اون به بعد به حدی راحت شدیم که حد نداره. اون هم دکتر فلاح دوست عزیزمون که این قدر با بچه با محبت رفتار می کرد که فقط رفتن به مطبش حال بچه رو خوب می کرد. همیشه هم خوراکی و اسباب بازی داشت توی کشو و حتی مراعات می کرد که که صفحه ی گوشی معاینه سرد نباشه.

ساروی کیجا

جالبه که این جا اولش دوباره برگشتیم به اصلمون و دختره رو بردیم پیش متخصص، یک خانم ایرانی خیلی شیک، که خب بلایی به روزمون آورد که من رفتم ازش شکایت کردم. یه نمونه ی خیلی کوچیکش این که بچه ی شش ساله رو در اولین دیدار لخت کرد و بعد جلوی خودش گفت این چرا سینه اش بزرگه؟ در حالی که واقعا نبود. بچه افسردگی گرفته بود بعدش. بالاخره باز از شکر خوردن پشیمان گشته و به دکتر خانوادگی پناه بردیم و مجددا در سه سال گذشته بسیار بسیار راضی بودیم از تصمیممون.

ساروی کیجا

خلاصه که زیاد خودت رو درگیر متخصص ها نکن. اون ها برای این که ویزیت گرونشون رو حلال کنند حرف های عجیب و غریب می زنند.