روزمرگی

روزهایی که دور  کاری تو خونه رو پیش گرفتم عموما ساعت 8 با خوردن قرص تیروئید شروع میشه ، گشت و گذاری تو فیس بوک ، چک کردن ایمیلها و حساب بانک ،
اگر زیاد گرسنه باشم ، و صبحانه مفصل بخورم ، چشمهام حدود ساعت نه صبح سنگین میشه و چرتکی میزنم که اغلب با تلفن بچه های شرکت این چرتک پاره میشه و روزکاری من رسما تو خونه شروع میشه .

جواب تلفنها رو میدم ، تلفنهای لازم رو میزنم ، ایمیلها رو جواب میدم و ایمیلهای لازم رو هم میفرستم .

در بین این کارها مادرها و امیر هم همیشه تلفنی جویایی حال من هستند . نهاری درست میکنم ، بعد خوردن نهار ، کم کم سرم خلوت میشه ، یا فیلم می بینم یا کتاب می خونم .
کتابهای زیادی تو این مدت خوندم که بیشتر ازهمه از کتاب نویسنده محبوبم سیمین خانم دانشور خوشم اومد ، نمیدونم این حس ناشی از تعصب بود یا ... اسم کتاب " به تو سلام میکنم " هست و داستانهای کوتاه داره ....

زندگی " فروغ " رو خوندم و باز هم  بر باورم تاکید شد که ازدواج هنرمندان کار عبثی هست .

و اما اغلب کتابهایی که خوندم ، بیشتر به مشغولیت فکری این روزهای من دامن میزد ، به اینکه آیا یک مادر باید خانه نشین شود و به تربیت فرزند با فراغ بال بپردازد یا برای فعالیت های اجتماعی باید بیرون از خانه هم باشد .

نویسنده های فمینیست همه تاکید بر فعالبت اجتماعی دارند ، هرچند که من هنوز نفهمیدم کدام راه درست است ؟!!! اما فهمیدم که هرکدومشون ایرادهایی دارند .

دراین بین کتاب " بانوی شکسته " سیمین دوبوار رو با ترجمه الهام دارچینیان به همه خانمهایی که خودشون رو فراموش کردند و زندگیشون رو وقف پایان ناپذیر همسر و فرزندانشون کردند میکنم . خوندن این کتاب می تونه تلنگر بسیار خوبی باشه  برای زنانیکه روح خودشون رو فراموش کردند و متوجه این موضوع نیستند .

بعدازظهر در حین خوندن کتاب یا دیدن فیلم ، باز هم چشمهام سنگین میشه و فسقلی به من یاد آوری میکنه که به استراحت و خواب احتیاج داره . بیشترین چیزی که حضورش رو برای من پررنگ میکنه همین خواب آلوده بودن من هست که  در سی  و دو سال گذشته زندگیم اتفاق نیفتاده بود ، حتی به گفته مامانم تو نوزادی هم کم خواب بودم و همیشه چشمهام باز .

ساعت حدود 6 که میشه دیگه تاب از دست میدم و منتظر آمدن آقای خونه و اگر بوهای جورواجور اجازه بدن مشغول درست کردن شام میشم .
شبها هم چند قسمتی سریال می بینیم و دوباره چشمان سنگین از خواب من .

و به این ترتیب عمده روزهای من تو این مدت پر میشه .

/ 18 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اركيده

الهي.كلا لبنيات تعطيله يا كفير و ماست ميشه مصرف كنيد؟ پس فكر كنم كلم زياد مصرف ميكنيد.آخه كمبود كلسيم نياريد؟ من و خواب.....يعني 9 شب به بعد تعطيلم كلا.البته 5 صبح بيدارم كه ميام سر كار.ولي خواب اصلا دنيايي كه نگوووووووووووووووووو.

سارا

گلپر جان همیشه سلامت باشی اما طبق تجربه ای که دارم به نظرم دوران بارداری هرچقدر با فراغ بال بگذره بهتره و نی نی سالمتره .بعداز زایمان و حضور این فرشته که به مادر احتیاج داره به نظرم بازم خونه خوبه یعنی اینکه اگه شغلت یه جوری باشه که بتونی مجددا به محیط کار برگردی و از نظر مالی هم تامین باشی هیچی مثل این نمیشه که روزات و با فرزندت بگذرونی .منکه هرروز با دلتنگی آنیتا پشت میز کار میشینم با اینکه تو خونه پدریمه و مثل چشماشون ازش مواظبت میکنن[ناراحت]

سکوت جاودان

سلام خوبی عزیزم ؟ یعنی اینجارو که خوندم بهت حسودیم شد راستشو بگم پختن غذاااااااااااا وای که من هنوز نمیتونم بوی غذارو تحمل کنم پس چرا حال من خوب نمیشه دارم از غصه دق میکنم بخدا بیخوابی و درد پای شبانه هم که کلافه ام کرده تورو خدا دعا کن منم خوب بشم . رنگ جوراب نی نی تو هنوز معلوم نشده ؟

بهمندخت

امسال سالگرد ازدواجتان حال و هوای دیگه ای داره نه؟ حال و هوای پدر و مادر شدن مبارک

آراميس

الهي شكر كه هر دو سلامتين.خواب در بارداري بسيار لازمه و من كه به قبل برميگردم حسرت ميخورم چرا استراحت و خوابم بيشتر نبود و برام خيلي اهميت نداشت.منتها حواست به اضافه وزن باشه و اينكه تحرك هم براي بدنت لازمه

ساناز

عزیزم خیلی خوب می کنی دور کاری می کنی...همین که هر رزو استرس های ترافیک رو نمی کشی و کمتر در معرض آلودگی هستی خیلی خو ب... مراقب خودت باش مامان خوشگل و دوست داشتنی [قلب][ماچ]

محدثه

[گل]قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض یک طرف خاطره ها! یک طرف پنجره ها! در همه آوازها! حرف آخر زیباست! آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟ حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست

گلستانه

خیلی وقته ننوشتی ها. حالت خوبه عزیزم ؟

باد صبا

سلام امیدوارم همه لحظه هاتون خوب و پرخاطره پیش بره سربلند و پیروز باشید [گل]

خاتون

من اينقدر اين روزانه نويسيهات رو دوست دارم كه نگو [قلب]راستي يادم رفت خونمون بهت بگم كه حسابي مامان شدي تغييرت خيلي محسوسه و البته خوشايند براي خودت و يار تو دليت ارزويسلامتي دارم دوستم [لبخند]