رفیق

تومراسم خاکسپاری بودیم ، خاکسپاری خاله مامان که برای ما کم از مادربزرگ نبود ، غمگین و غصه دارکه بزرگ های فامیل یکی یکی دارن از کنارمون میرن ، چشمم به آقایی افتاد که یک باره تمام خاطرات کودکی من رو جلوی چشمام آورد ، نشناختمش ، ولی غرق شدم در روزهای کودکی ، دورهمی های مامان و بابا ،زنها و مردهایی که باهاشون رفت و آمد میکردیم ، خنده ها و شادیهایی که باهاشون داشتیم ، و البته من چون اغلب تنها کودک جمع بودم سوگلی جمع !! خیلی هاشون الان زنده نیستند !!خیلی هاشون اواره غربت شدند البته ناخواسته و برای حفظ جان .
آقایی که توجه من رو جلب کرد برادر دوست صمیمی بابا بود ، همون هایی که دوستی  اونها و دایی با بابا مسبب آشنایی مامان وبابا شده بود .آقای دکتر دندونپزشک البته چند باری دندونهای من رو هم ویزیت کرده بود و تنها دلیل شباهتش به برادرش نبودکه اون رو شناختم ، تو دوران دبستان چند باری با ترس و لرز به زیارتشون رفته بودم و هر بار فاتحانه از مطب برگشته بودم چون ازدندونهام راضی بود و آمپولی نثار لثه هام نکرده بود . هربار که به مطبش می رفتیم صحبت از برادرش بود و من نمی فهمیدم که چرا هیچ وقت اون رو نمی بینیم ، کلمه ای که زیاد میشنیدم کلمه ملاقات بود و رهایی !!!!

تو مراسم ختم خاله ، شوهر خواهر جان به من گفت که آقایی من رو دیده وگفته که صمیمی ترین دوست پدرزنت بودم ، وقتی مراسم تموم شد ، همه آقایون میخواستند من رو بهش نشون بدن ، دوست صمیمی بابا صورتش شکسته بود ، آثار زخم روی صورتش بود اما مثل بابا پرشور بود و پرانرژی ، همش صدام میکرد و همون قدر که من از دیدنش خوشحال و هیجان زده بودم او هم خوشحال بود . خواهر ها رودید و سراغ برادر جان رو میگرفت .
رفیق جان ! دوستت بخش بزرگ کودکی من بود ، از همه مهمتر این تو بودی که من در او میدیدم .تمام غم مصیبت فراموشم شد ، با خواهرها شیرینی این دیدار رو مزه مزه میکردیم ، حیف که رفیقت دیگه تو این خاک زندگی نمی کنه و بعد رهایی رفته اونور آبها، کاش میشد بیشتر می دیدیمش ، رفقات هم مثل خودت خوبند رفیق جان.

پ. ن : از یکشنبه که دوست صمیمی بابا و چند تا دیگه از دوستان جوانی مامانم رو دیدم ، همش فکر میکنم که کاش ما هم کودکی پرباری برای دلبرکمون فراهم کنیم، تلاش می کنم که او هم در آینده از دوستان پدرومادرش به نیکی یاد کنه، که به قول روانشناسان تمام شخصیت انسان در شش سال اول زندگی شکل میگیره .

/ 3 نظر / 14 بازدید
مسافر

دیدن ادمهایی از گذشته های کودکی خیلی برای ادم خاطرات خوب به همراه داره. اما گلی دلم برای دلبرکان این زمونه می سوزه خیلی تنهان طفلی ها ...خیلی

یــــــاســـــــــ

سلام . یادش به خیر . خاطرات خوبی دارم از کودکیم . ای کاش تلاش کنیم کودکان هم خاطرات خوبی داشته باشند در اینده [گل]

ارام

خدا بابا رو بیامرزه . خیلی خوبه کسایی باشن که کودکی و عزیزامون رو یادمون بیارن :)