دغدغه

روزگاری دغدغه این رو داشتم که من و خواهری بتونیم تو بازیها حق خودمون رو از دختر عموها بگیریم ،
روزگاری نوشتن هر چه سریعتر مشقها و برگشتن به  بازیهای کودکانه تنها دغدغه زندگی کودکیم بود ،
روزگاری خوندن قوانین فیزیک و حل کردن مساله های سخت المپیاد فیزیک و گذروندن مرحله های المپیاد دغدغه زندگی من بود ،
روزگاری وصل یار دغدغه ای بس بزرگ بود و تنها فکر شب و روز من این بود که به چه طریقی شرایط این وصل رو آسان کنم
پیدا کردن شغل مناسب ، تثبیت موقعیت شغلی مناسب ، خرید خانه و خودروی شخصی ، مسافرت و ..........

هر دوره ای دغدغه ای و فکری و هدفی برای ادامه دادن .

این روزها اما هر چه هست و نیست تو هستی عزیزکم ، از صبح امروز تا الان تنها دغدغه من ضربه های شیرینی بود که روزهای گذشته من رو مهمون میکردی  وامروز دریغ کرده بودی .
امروز با بابایی صبحانه شیرین میخوردم تا ضربه ای از تو بگیرم ، با خاله کار میکردم و گوش به زنگ بودم تا پیامی بدی ، با مامانی نهار میخوردم به این امید که دوست داشته باشی و واکنش نشون بدی ، خوابیدم تا خستگیت دربره و ...

پسر خوشگلم حسابی شب زنده دار هستی و بعد گذروندن یک روز بهاری ، وقتی هوا کاملا تاریک شد ، بیدار شدی و بودنت رو با ضربه های شیرینت به من یادآوری میکنی .

پسرم ، عزیزم حالا تو شدی اولین و مهمترین دغدغه زندگی من ، بودنت ، شاد بودنت ، سالم بودنت ، آینده خوبت فکر همه لحظه های منند ، اما برای اینکه این دور اندیشی و آرزو ها تبدیل به یک اضطراب بی اساس و آسیب دهنده برای تو نشوند مامان خانم شما با یک خانم مشاور خوب هم مشورت میکنه ، عزیزم نمیخوام وقتی تو این نه ماه مهمون من هستی میزبان خوبی برات نباشم .

 

/ 20 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهمندخت

دختر تو مامان نمونه ای هستی حتی وقتی هنوز پسرک نیومد بود تو دلت هم, بالفطره همین بودی

لیدی جین

[ماچ][ماچ][ماچ][قلب][قلب]

لیلا مامان مارتیا

قربونت برم مامان مهربون تو حتما مامان نمونه ای هستی

آزاده

سلام دوست عزیز .قبل از هرچیز امیدوارم شما وپسر گلتون سلامت باشین در ضمن اگه اشکالی نداره میشه در مورد مشاور به من هم راهنمایی بدین چون من هم منتظر اومدن پسرم هستم ومتاسفانه در گیر افکار بد ومزاحمی میشم که میدونم اکثر مادرها دچار میشن ولی فکر میکنم در مورد من کمی بیشتره و اصلا نمی خوام که به این مسائل منفی فکر کنم .

سکوت جاودان

سلام خوبی دوست عزیزم خوشحالم که مامانی زو پسریحالشون خوبه منم دارم این تکونارو تجربه میکنم خیلی احساس شیرینیه

آرامیس

چه عالی روحیه ات محشره مامان خانوم

گلستانه

به به ! چه پست دلنشینی. قربون اون تک زدن هاش برم من. آفرین دخترم که پیش مشاور میری. همیشه نیاز داریم خودمون مرور کنیم و بهتر از الانی که هستیم باشیم. موفق باشی . میبوسمت

باران

مادر نمونه به تو میگن گلپر جون . یکم که جلو تر بری ضربه هاش اینقدر محکم میشه که نا خود اگاه آدمو از جا میپرونه البته پسر من انگاری یکم شیطونه [پلک] خودت چقدر تغییر کردی عزیزم ؟هفته چندمی الان؟

sheila mamn nima

In zarbeha, shirinishun va tak tak in ruzharo dar zehnet ghab kon chon salha baad tabdil be shirintarin nostaljihaye madarane at mishan,