باز هم استانبول این بار سفرنامه - 2

خوردن صبحانه ترکی از این لحاظ لذت بخش هست که هم طعمهای جدید رو امتحان میکنی و هم طعم غذاها با ذائقه ایرانی همخونی داره .
بوررٍک غذایی هست که با خمیرهای خیلی نازک و پنیرو اسفناج آماده میشه ، من عاشقشم ، اگه رفتید ترکیه ، حتما امتحانش کنید ، البته وقتی پارسال تبریز بودم دیدم که قنادیها خمیر ورقه شده آماده اش رو میفروشند ، با اون ورقه ها هم میشه باقلوا درست کرد هم بورک .

برنامه روز دوم سفر ، رفتن به منطقه سلطان احمد بود ، منطقه قدیمی استانبول که تو بخش اروپایی واقع شده ، خیابون بندیها رو ایتالیاییها انجام دادند و از نظر من بافت شهری اون قسمت شهر خیلی شبیه به بافت شهر فلورانسه ، مسجدهای زیادی هم اونجا هستند از جمله دو مسجد بزرگ ایاصوفی و مسجد سلطان احمد . اگر اشتباه نکنم قلعه توپ کاپی هم نزدیک همین منطقه هست که چون ما هیچ وقت میل زیادی به دیدنش نداشتیم ،اونجا نرفتیم . مسجد ها هم در مقایسه با مسجدهای اصفهان به نظر من زیاد زیبا نیستند ، اما محوطه مسجد سلطان احمد با وجود درختهای کهن چند صد ساله جای بسیار مناسبی هست برای استراحت کردن و رفع خستگی ناشی از پیاده روی .تو خیابون کنار مسجد سلطان احمد که باز هم جای رفت و آمد ماشینها نیست وفقط اتوبوسها و ونهای توریستی میتونند تو اون رفت و آمد کنند به مناسبت ماه رمضون یه نمایشگاه خیلی زیبا از صنایع دستی ترکیه ترتیب داده بودند ، نمایشگاه جالبی بود و بیشتر از محصولاتش دکوراسیون کل نمایشگاه خیابونی برای من جذاب بود .

بازار برزگ سرپوشیده استانبول هم تو همین منطقه واقع شده ، راسته طلافروشها ، فرش فروشها ، آنتیک فروشها و خوراکی . تو بازار سنتی مثل بازار خودمون هیچ جنسی برچسب قیمت نداره و فروشنده به راحتی میتونه هر قیمتی دلش خواست بهت بگه ، تو بازار داشتم به امیر یه تی شرت سه دکمه طرح بربری رو نشون میدادم که ببین این رو اینجا آورده جای بربری اصل بفروشه !!!!! فروشنده فکر کرد که من از تی شرت  خوشم میاد ، گفت بربری اصله ، 30 لیر!!!!!وقتی باهاش چونه زدیم حاضر بود 5 لیرهم بهمون بده .!!!!

از بازار که بیایی بیرون به اندازه یک ایستگاه تراموا باید بری تا برسی آکسارای ، جایی که پر از تولیدیهای لباسه و ایرانیها خیلی اونجا زیادند ، تابلوهای تبلیغاتی فارسی زبان و هموطن فارسی زبان هم به وفور دیده میشه ، اگر برای خرید بری اونجا ، نکته مهم اینه که بیشتر فروشگاه های آکسارای کلی فروشی میکنند و خرید تکی نمیشه ازشون کرد ، فروشگاه های زنجیره ای هم که همه جای شهر قیمت ثابتی دارند و فرقی نمی کنه بهترین نقطه شهر باشند یا بدترین جای شهر ، میمونه چند تا یعنی واقعا به تعداد کم که مغازه هایی هستند که هم تک فروشی میکنند وهم نماینده نیستند ، قیمت های اونها هیچ ارزونتر نیست ، البته شاید به ظاهر مثلا 10 لیر از لباسی که تو فروشگاه های زنجیره ای و به اصطلاح برنددار ارزونتر باشند اما کیفیتشون به اندازه 2-30 لیر پایین تره ...

همه کوچه وپس کوچه های آکسارای رو زیر پا گذاشتیم ، حاصلش شد خرید یک شلوار جین از فروشگاه Collin`s برای شوهرخواهر جان که خب البته فروشگاه زنجیره ای بود و قیمتش همه جای شهر ثابت .
بعد خرید شلوار فروشنده گفت یک ساعتی طول میکشه تا شلوار روکوتاه کنه ، بنابراین هم وقت گشت زدن تو اون ناحیه رو داشتیم و هم نهار خوردن، رستورانهای زیاد و تنوع غذایی بالا تو استانبول واقعا به چشم میاد ،یک سری رستورانها هم به شکل سلف سرویس هستند ،یعنی غذاهای پخته شده و آماده رو جلوی ویترین می چینند ، مشتری هر غذایی که دلش بخواد رو برمیداره ، در کنارش ماست و خیارو  انواع سالاد و پیش غذا و دسر هم هست ، آخر سر جلوی صندوق پول غذاها رو حساب میکنه . ما برای نهار همچین رستورانی رو انتخاب کردیم ، من غذام رو دوست داشتم اما گویا بقیه خیلی راضی نبودند ، خصوصا وقتی که فهیمیدیم یک غذای ترکی رو به جای لازانیا به خواهرم دادند و اینکه صورتحسابمون نسبت به همه غذاهایی که تو استانبول خوردیم با اون کیفیت پایین رستوران و غذا بالا بود .یعنی ما اون روز 75 لیر پول غذا دادیم در حالیکه سرویس خیلی خوبی از غذا دریافت نکردیم !!ولی روز قبل ساندویچ خوشمزه با سیب زمینی خورده بودیم و خیلی هم لذت برده بودیم و کلا 32 لیر پرداخت کرده بودیم .

وقتی تا آکسارای رفتیم ، تصمیم گرفتیم که به هتل برنگردیم ، چون وسط راه ایکیا بودیم . با مترو رفتیم مرکز خرید استانبول فروم که مرکز خرید وسیع و بزرگی هست ،و حدود نصف این مرکز خرید هم فروشگاه ایکیاست .فروشگاه دکوراسیون داخلی که سوئدی هست ، دکوراسیونی مدرن با قیمتهایی بسیار مناسب رو به نمایش میگذاره و تمام مایحتاج یک خونه رو هم برای فروش داره .
بعد از گشت زدن تو فروشگاه ، تو فوردکورت ایکیا ، عصرونه ای خوردیم و کمی استراحت کردیم ، مبلها و میز و صندلیها رو دیدیم و حسرت خوردیم که کاش میشد از اینجا خرید کرد . همه چی بی نهایت ساده و کاربردی و با قیمتهایی مناسب ، سهم ما از فروشگاه به اون بزرگی ، یه ست سبد حصیری ، آینه اصلاح ( تهران 60هزار تومان اونجا 15 هزار تومان ) و لوستر کاغذی برای اتاق مطالعه بود .

ما بیشتر مسیرها رو یا پیاده می رفتیم ، یا با وسایل نقلیه عمومی ، برای استفاده از مترو و تراموا دوراه بود یا نفری یک ژتون میخریدیم که دولیر قیمتش بود یا کارت که 1.75 لیر . هر کدوم از این ها هم به صورت ماشینی فروخته میشد و نیروی انسانی دخیل نبود ، اسکناس یا سکه رو توی دستگاه می ریختی ، تعداد ژتون یا کارت رو مشخص میکردی ، ژتون ها و احیانا اگه پولی اضافه مونده بود روازدستگاه می گرفتیم. اما بعد فروم هم خیلی خسته بودیم و هم به واسطه خریدهای ایکیا و ... دستهامون پربود ، این بود که تاکسی گرفتیم ، تاکسی ها همه تاکسی متر دارند اما ازاونجاییکه ممکنه مسافر ها مسیر رو بلد نباشند ، و راننده ها هم مسیر طولانی رو برای پول بیشتر انتخاب کنند ما همیشه یه رقم فیکس تعیین می کردیم بعد سوار تاکسی میشدیم .


وقتی برگشتیم تکسیم ، من وخواهری رفتیم استیکلال و امیرو شوهرخواهر روانه هتل شدند تا خریدها رو بگذارند توی هتل و بعد به ما بپیوندند .

دو تایی تنها قدم میزدیم ، حرف می زدیم و بلند بلند می خندیدیم ، هیچ کس به ما نگاه نمی کرد ، گاهی نگاهمون با نگاهی برخورد میکرد که ما رو زیر نظر داشت ، میفهمیدیم هموطنان خودمون هستند که عادت به نگاه کردن دارند...

پ.ن : درمورد قیمت تور وهتل پرسیده بودید ، راستش قیمتها خیلی متفاوت هست ، یعنی اینکه برای پرواز چه ایرلاینی رو انتحاب کنید و اینکه هتلتون کجای استانبول باشه و چند ستاره باشه ؟
بهترین منطقه هتل برای توریستها منطقه تکسیم هست ، عثمان بی و شیشلی هم مناطق خوبی هستند و به تکسیم خیلی نزدیک هستند ، سلطان احمد هتلهایی داره که قدیمی هستند و بیشتر اروپاییها میرن اونجا ، آژانسهای ایرانی اونجا زیاد کار نمی کنند . وآکسارای و فاتیح هتل ها خیلی ارزونتر هستند البته کیفیتشون هم خیلی بالانیست و دسترسی هاشون هم سخت .

این چند تا عکس هم ضمیمه پست امروز :

اینجا نمای دریا اول صبح از اتاق هتلمون

اینجا هم اول خیابون استیکلال

این هم نهار خوشمزه ای که روز اول خوردیم .

و اینجا هم میدان تکسیم هست و ما

و بازار صنایع دستی که در سلطان احمد بود.

مسجد سلطان احمد

سردر بازار بزرگ سرپوشیده 

اتوبوسهای دو طبقه که توریست ها رو به نقاط دیدنی می بردند البته تورهای ایرانی از این اتوبوسها ندارند  . تو این اتوبوسها هدست هایی در دسترس هست و میتونی در مورد تاریخچه و دیگر اطلاعات هر منطقه متنهایی رو گوش کنی .


ادامه دارد ...

 

وقتی بعد چند روز برگردی سرکار ،حسابی کار داری و سرت شلوغه، سفرنامه رو تو روزهای سفر کم و بیش نوشته بودم . امروز ظهر قدری سرم خلوت شد ،به فیس بوک سرزدم ، عکسهای زلزله خیلی دردناک بود . متاسفم که تلویز* یون انقدر کمرنگ ظاهر شد .هموطنان آذری با شما همدردم .

/ 7 نظر / 146 بازدید
کاتیوشا

مرسی از عکسها!مرسی از سفرنامه.کیف داشت.

heti

غذاهای ترکی خیلی متنوع هستن .وخیلی خوشمزه .خوشم می یاد همه جانبه گردش می کنی هم به خرید توجه داری وهم به جاهای تاریخی .راستی خونه عدنان رو دیدی اخه ؟ مسجد سلطان کاملا مشخصه که قبلا کلیسا بوده .چه عظمتی داره .

رزا

چقدر خوندن این سفرنامه لذت بخشه.ممنون که این قدر دقیق و زیبا می نویسی.[گل]

ممول

امممممممممممممم چه پست خوشمزه ای [خوشمزه]هم حرف از غذااااااااااااااااا [نیشخند]

بهمندخت

واااای چه پست وشمزه و خوشحااااالی خدا روشکر انقدر خوب بوده چقدر خوش گذشته چقدر دلم خواست برم استانبول

ادیب

درود ویبلاگ جالبی بود؛ خصوصاً سفر نامه ات خیلی زیبا نوشته شده ، لزت بردم شاد باشید

فروغ

سلام عزیزم مثل دوبی که گفته بود عالی بود و کلی کمکم کرد بوووس