روزهای انتظار - 5

یادمه وقتی بچه بودیم ، هر وقت تو مهمونی با دوستان مامان و بابا جمع می شدیم ، حرف از فرزند سالاری بود ، همیشه بزرگترها می گفتند : " تا وقتی ما بچه بودیم ، همه چی مال بزرگترها بود ، حالا که ما بزرگتر شدیم ، همه چی مال بچه هاست ! " اون موقع هیچ درکی از این موضوع نداشتم ، چون نه می تونستم بعد از ساعت نه شب تلویزیون نگاه کنم ، نه به مهمونی تولد دوستان دبستانیم برم و نه اینکه روزهای تابستون با همسایه های جدیدمون تو کوچه بازی کنم ، فقط اجازه داشتم تو حیاط دوچرخه سواری کنم ، اون موقع فکر میکردم این همه محدودیت کجاش خوبه که این بزرگترها انقدر دلتنگش هستند ؟!!!!
حالا وقتی مسائل تربیتی فرزند رو بررسی میکنم ، وقتی در مورد سالم بودن ذهن و روحش پیگیری می کنم ، می بینم که باید چه مراحلی رو پشت سر گذاشت و چه زحمتهایی کشید تا یک فرزند ، فرزندی صالح بشه ، و چقدر باید از خودگذشتگی به خرج داد .
خوندن کتابهای تربیتی تو این دوره جز برنامه های من بوده ، و البته صحبت با مشاور مهربون در مورد مسائل مختلف ،
اولین کاری که در راستای آرامش و تقویت هوش پسرکم کردم ، انتخاب موسیقی بود که روزمره گوش میکردم ، متاسفانه به دلیل کمر دردی که از قدیم سابقه اش رو داشتم ، تو این دوره نتونستم برای دوست نازنینم زیاد پیانو بزنم و در واقع تو دوره بارداری کلاس پیانو که یکی از تفریحات هفتگی من بود حذف شد ، اما گوش دادن به موسیقی کلاسیک خصوصا موتسارت کودکان ، و شوپن برنامه روزانه من بوده و هست ، موسیقی کودکان ، ترانه های خانم پری زنگنه برای کودکان و ترانه های کودکانه استاد نظر هم که جز ترانه هایی هستند که این روزها میتونم بعضی هاشون رو از بر بخونم .البته ترانه های خانم پری زنگنه رو به شدت بیشتر توصیه می کنم .من از یکی از کنسرتهای خودشون این آلبوم رو خریدم و متاسفانه نمی دونم کجا میشه دوباره تهیه اش کرد .
در مورد جای خواب با تایید مشاور عزیز به این نتیجه رسیدم که  بهترین جایی که پسرک می تونه به خواب بره ، اتاق خودش هست ، منتها باید هر دوساعت بهش سر بزنیم تا مطمئن باشه که تنها نیست ، باید نور ملایم اما کافی زمان خواب شب تو اتاقش باشه و حتما باید در کل طول خواب شب ، از سیر بودنش مطمئن بود ، و به این ترتیب کار برای من سخت خواهد بود اما کوچولو از روز اول به خوابیدن توی تختش عادت خواهد کرد .

کتابی که سالهای دانشجویی خریده بودم ، تقویت استعداد ریاضی کودکان هست که خوندنش بسیار جذاب بود برای خودم ، در حقیقت تصمیمم بر این هست که در آینده فرزندی تربیت کنم که خلاق باشه اما هیچ دوست ندارم که دانسته های ذهنیش خیلی زیاد باشه ، می خوام در عین اینکه کودکی می کنه ، خلاقیتش بالیده بشه .

نکته دیگه ای که حالا بهش ایمان دارم اما برای خودم بسیار سخت خواهد بود این هست که پسرک تا دوسالگی به من احتیاج داره و من هم باید  برای حفظ شغلم و از بین نرفتن زحمتهای چند ساله ام ، کارم رو حفظ کنم که این یعنی باید از روزهای اول تولد آقا کوچولو همچنان مشغول کار باشم اما از خونه ، به هر صورت تصمیم گرفتم فعلا در مورد روند کار اظهار نظری نکنم و ببینم که در آینده چطور پیش خواهد رفت .اما به همه مادرهای آینده توصیه میکنم که در مورد آینده شغلیشون توسه ماه دوم بارداری تصمیم بگیرند ، اگه نیتشون ادامه دادن کارشون هست حتما در مورد مهدکودک یا پرستار یا فردی که می تونه نگهداری کوچولوشون رو به عهده بگیره تحقیق کنند من البته اولویتم اینه که اگه موفق به کارکردن در کنار پسرکم نباشم ، موندن کنار پسرکم رو انتخاب کنم ، اما از اونجاییکه هیچ چیزی قابل پیش بینی نیست، روی کمکهای مامانم حساب کردم و اینکه هم خاله ام و هم زنداییم هر دو مهدکودک دارند و در سخت ترین شرایط میتونم روی مهدکودکهاشون حساب کنم که امیدوارم تا قبل سه سالگی به مهدکودک احتیاجی نداشته باشم .

/ 10 نظر / 32 بازدید
پریسا مامان امیر ارسلان

واقعا لذت میبرم از اینکه حتی به کوچکترین مسایل بچه اینقدر اهمیت میدی و اینقدر با برنامه و اصول صحیح رفتار میکنی...قلبا بگم بهت غبطه خوردم.بارداری من اینقدر غیر منتظره بود و بلافاصله بعد از ازدواج و فارغ التحصیلی که نتونستم برنامه ویژه ای براش داشته باشم.انشاا.. پرنس یا پرنسس بعدی[چشمک]...روزای خوبی برات آرزو میکنم وبه شاهزاده کوچولت از الان بخاطر داشتن مامان به این مهربونی و اینقدر مدبر و آگاه تبریک میگم.

نیکادل

سلام[بغل] خیلی خوبه که میخوای پیش پسر جان باشی...خیلی مامان خوبی هستی..منم دلم یک فرزند خلاق می خواد ولی تجربه نشون داده که بچه های خیلی باهوش وخلاق خودشون اذیت میشن...برادر من ضریب هوشیش خیلی بالاتر از حد معموله..توی سه سالگی ضرب چند رقمی در چند رقمی رو ذهنی انجام میداد.ولی این بچه به خاطر فهمش از مسایل که خیلی بالاتراز سنش بود همیشه اذیت میشد مخصوصا تو سیستم آموزش شلاقی اون زمان...الان برادر زاده ام هم کپی عموش هست .نمیدونیم خوشحال باشیم یا ناراحت..

پرنده

برای افرادی که تو خونه کار می کنن فکر کنم پرستار بهتر باشه؟ نه؟ البته اینی که نزدیکانت مهد کودک دارن خیلی مطئن و خوبه برات

نیکادل

دکتر رفتم[پلک]

آنا

گلپر جون خیلی هنوز دکتر اطفال انتخاب کردی یا نه؟اگه بله لطف کن به منم بگو.به نظرم در انتخاب هر چیزی خیلی دقیق هستی.مرسی.من که هنوز نتونستم تو این شهر بزرگ بعد از 3 سال یه دکتر خوب پیدا کنم!!!

صهبا

چقدر مطالبت خوبن باید برای خودم نت بردارم راستی لطف میکنی آدرس مشاورت رو هم بدی ممنون میشم

لیلا مامان مارتیا

زودتر از اونچه که فکرش رو کنی اون روز خواهد رسید شاد باش و لذت ببر

شری

دوست نازم وبلاگت رو با اشتیاق دنبال میکنم. خیلی برات خوشحالم که اینقدر با حوصله به مستحبات دوران بارداری هم توجه میکنی. بیصبرانه منتظر دیدن روی ماه خودت و اون نی نی هستم . راستی شازده کوچولو مردادی میشه؟ همه لحظه هات سرشار از عشق و امید یاشه میبوسمت

جودی

سلام.در مورد مکان خواب بچه بیشتر تحقیق کن.من زمانی که در جایگاه شما بودم کمی تو این مسائل تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم که بچه موقعی که کنار ژدر و مادرش بخوابه بهترین حالت روانی راداره و تحقیقات نشون داده که بچه هایی که تا 5سالگی در کنار پدر و مادرشون خوابیدند اعتماد به نفس بیشتری داشتند.شاد باشی

صهبا

یک دنیا ممنون خیلی لطف کردی عزیزم[ماچ]