سالی که نکوست از بهارش پیداست .

نزدیک به دو ماه هست که  ننوشتم ، ننوشتم که تو عید همش خونه بودیم و به اندازه همه عید های گذشته زندگیم شاید هم دوبرابر عیدهای گذشته خوردم  و حسابی چاق شدم .......
ننوشتم که دلبرک دو تا مروارید داره و مامانیش براش مهمونی دندونی گرفت و آش دندونی پخت و براش شعر خوندیم و شادی کردیم ...
ننوشتم که خونه رو گذاشتیم برای فروش و توی این بازار بی ثبات عجب کار سخت و پرریسکی هست ،
ننوشتم که چقدر هر روز باید حواسم باشه که خونه مرتب باشه تا بازدید کننده بیاد ، تلفن آزاد باشه تا آژانس املاک زنگ بزنه ...
ننوشتم که چند تا خونه خوب پیدا کردیم وهمه به قیمت بالاتر از اونی که فروشنده تعیین کرده بود فروش رفت .
ننوشتم که مردم ما خودشون عامل گرونی هستند ، یعنی همدست هستند با ...
ننوشتم که چقدررررررررررررررررررررر خسته ام و به یک جایی احتیاج دارم که موبایل وتلفن و اینترنت نباشه ، و بتونم کامللللللللللل استراحت کنم .

این غرنامه رو نوشتم تا زود شروع کنم به دوباره نوشتن.

/ 5 نظر / 25 بازدید
خاتون

عزيزم [قلب] اين پروسه تعويض خونه خيلي استرس داره ولي شك ندارم كه خدا يه خونه عالي براتون كنار گذاشته [ماچ] منم از ٥ ماهگي تا ١٠ ماهگي ياسمن دنبال خونه گشتم ولي از نتيجه اش خيلي راضيم اميدوارم بزودي خبر خريد خونه جديدت رو بنويسي برامون

نیکادل

غرهات به جونم منم خیلی وقته که به این نتیجه رسیدم ما مردم خودمون به هم رحم نمیکنیم

فرید

سلام مشتاق دیدار... ما منتظریم دوباره بنویسی و انشاا... این بار از حل مشکل خرید مسکن بنویسی.[گل]

روناک

دلبرک ما هم دو تا دندون داره.مامانش هم آش پخت و یه مهمونی کوچولو گرفت اماشعر نخوندیم ما. ایشالا یه خونه عاااالی پیدا می کنین

گلستانه

پس پاشو بيا يه سر اينجا. تلفن و موبايل و اينترنت هست اما من قول ميدم از دسترست دور نگهشون دارم به جاش باهات گل بگم و گل بشنوم [چشمک]