روزهای انتظار- 6

و اما خرید وسایل پسر کوچولوی عزیزم ، گفته بودم که به خرید زیاد هیچ اعتقادی ندارم، چون در مورد لباس از جثه آقا کوچولو هیج اطلاع دقیقی ندارم و در مورد اسباب بازی دوست دارم که خودش هر بار تو شادی خریدش شریک باشه و البته قدر هر کدوم از اسباب بازیهاش روبدونه ، در مورد بقیه وسایل هم نمی خوام اتاقش رو تبدیل به فروشگاه کودک کنم ،دوست دارم جایی برای نفس کشیدنش و نفس کشیدنم هم باقی بمونه.
تو سفرهای کاری و تفریحی گاه گاهی که برای خواهر زاده امیر خرید میکردیم، یک باره عشق مادری من قلنبه میشد و یک چیز کوچیک هم برای فرزند آینده میخریدم که همه اینها مجموعا ده تکه نمیشه ، سفر آخر که استانبول بودیم و با وجود خط کمرنگ دوم به حضورش ایمان داشتیم هم دلم نمیخواست تا براش چیزی بخرم ، میخواستم از جنسیتش مطمئن باشم تا بعد خرید کنم .
اما وقتی آزمایش ان تی رو دادیم و جواب رضایت بخش بود ، تصمیم گرفتیم براش کادویی بخریم به رسم یادبود ، کل خیابون سنایی رو زیر پا گذاشتم تا هدیه ای مناسب برای جوجه ای که نمی دونستیم دختر هست یا پسر بخریم ، دست آخر هم یک جفت کتونی مشکی خریدیم چون سفیدش انقدر خاک گرفته بود که اصلا نمیشد نگاهش کرد ، همون روز فکر کردم که تو استانبول اشتباه کردم که خرید نکردم با وجود این همه گرونی تو تهران و این همه بی کیفیتی .
روزی که سونوی هفته 19 رو انجام دادم و به قول خانم دکتر غضنفر خوشگلم رو شناسایی کردم ، باز هم تصمیم گرفتیم براش کادویی بخریم به عنوان یادگاری  ،این بار بعد از ویزیت دکتر ، رفتیم خیابون بهار که نزدیک مطب دکترم هم هست ، شاید درست نباشه بگم ، اما وقتی شب دست خالی برگشتیم خونه ، از زشت بودن لباسهای پسرونه ، گرون بودنشون و ... اشکم دراومده بود .البته روزبعدش تو تیراژه لباسهای خوبی دیدم و کمی خوشحال شدم . اون اشکها رو هم نسبت دادم به هورمونهای بارداری .خاله های گرامی از وقتی فهمیدن که جوجه ما پسر هست ، تو فاصله یک هفته هر روزبا یک تکه لباس فینگیلی پشت در خونه ما بودند .و به این ترتیب پسرک ما دارای چند تا لباس سایز صفر شد .دوستانمون هم برای عید برنامه سفر تایلند رو داشتند ، مبلغی پول بهشون دادم تا زحمت خرید رو برای من بکشند ، به این ترتیب پسرم تا شش ماهگی  صاحب 5-6 عدد سرهمی  و دو عدد پتو شد .
بعد از تحقیقات زیاد ، علیرغم علاقه خودم به خرید کالسکه سه چرخ مکسی کوزی ، وقتی فهمیدم وزنش زیاده وحمل ونقلش هم سخت ، برای پسرک یک عدد کالسکه عصایی مک لارن و یک عدد کریر فراری خریدیم ، که خوشبختانه کریر تو حراج بود و کلی به نفعمون شد .
تو اولین روزهای سال جدید پسرک کلی اسباب بازی از مامان بزرگها و عمه و خاله و عمو دریافت کرد ، و به این ترتیب به همراه دو تکه ای که قبلا ما براش تو سفرهامون خریده بودم صاحب وسایل بازی خوبی هم شد .
بعد از جستجوی زیاد و رفتن به نمایشگاه کیتکس ، در مورد تخت و کمد هم تصمیم براین گرفتیم که وسایلش رو از نی نی سالن بخریم ، اول نیتم خرید از چیلک بود که بعد گرونی دلار قیمتهاش خیلی بالا رفته بود و البته کیفیتش چندان با ایرانیها فرق نداشت ( به نسبت تفاوت قیمت زیاد )، مثل کارخونه های دیگه جنسش ملامینه بود ، که اگر تصمیم به خرید ملامینه داشتم حتما از برند های ایرانی مثل یاسمین و آپادانا خرید میکردم ، اما برندهای ایرانی هم یا خیلی طرحهاشون شلوغ بود یا خیلی خیلی ساده ، اما نی نی سالن که جنس تخت و کمدهاش از ام دی اف هست ، طرحهای متفاوتی داشت ، و می شد هر طرحی که انتخاب میکنی تغییرات دلخواه خودت رو ، روش اعمال کنی ، که ما هم تغییرات زیادی روی تخت و ویترین دادیم .نکته دیگه ای که من رو ترغیب به این کرد که از نی نی سالن خرید کنم ، این بود که با وجود کیفیت خوب میشه تا نوجوانی کوچولوی امروز ازش استفاده کرد .اینجانب شخصا از کمد و ویترین نوزادیم تا زمان ازدواجم استفاده کردم ، کمد که همچنان کمد لباس بود و ویترین اسباب بازی هم تبدیل شده بود به کتابخانه من و خواهر هاوبرادرم .
روزیکه پست ویارهای بهاری رو گذاشتم ، خانمی برام کامنت خصوصی گذاشت که اگر خریدی از دوبی دارم ایشون می تونند انجام بدن ،چون هم منزلشون نزدیک دوبی مال هست و هم اینکه خرداد میان تهران ، تاقبل اون قصد داشتم لوازم بهداشتی رو ایرانی بخرم ، چون مدتهاست که خودمون هم شامپو و صابون رو ایرانی میخریم به این دلیل که بر اصل بودن مواردخارجی هیچ ایمانی نداریم .زحمت خرید وسایل بهداشتی و ست بهداشتی ناخنگیر و دو سری بادی زمستانی هم به گردن ایشون افتاد که از شون تشکر میکنم .
شیشه شیر و پستونک هم جز خریدهایی بود که قبلا انجام داده بودم ، البته فقط یک بسته دوتایی پستونک و یک شیشه شیر کوچک ، تا ببینیم نی نی گولوی ما چطور با این دو مقوله کنار خواهد آمد !

اتاق شازده رو هم رنگ کردیم ، دیوار تختش رو سبز پررنگ ، دو دیوار سبز کمرنگ و یکی هم استخونی . با برچسب هم دیوارها رو تزیین کردیم .
به این ترتیب اتاق پسرک ما به شکل زیر دراومذ :

1

2

3

4

5

6

/ 35 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آنا

مرسی از پاسخت.دکتر نور بخش که توی تهرانپارسه شماره ای ازش داری؟من همون سمتم.مرسی

shadi

khaste nabashe azizam, kheily ghashang shode

shadi

manzuram otagh bache bood. to ke farsi mano ghabul daree deeghee --- haha e

sheila maman nima

man hamin alan ye chizi be zehnam resid ke kheyli be dard otagh bache un ham ba in havaye dud o dam gerefte o koshk tehran mikhore. yonizer ya hamun bokhur sard. nou sade vali taymerdaresh kheyli mofide. hamishe otagh makhsusan tu zemestun havash malas va por az oksijen hast. man yadame hamishe balaye sar nima mizashtam va pesaram ke binahayat kam khab bud ta leng zohr mikhabid. mobarak bashe vasayelesh. ali bud.

صحرا

عزيزم !دلم غنچ رفت که هر چه زودتر عکس خود ني ني رو بذاري . همه وسايل خيلي شيک و با سليقه و البته خوشرنگ بود. [بغل]

نیکادل

خوبی؟

غزل

مبارکش باشه همه چیش خیلی قشنگ و با سلیقه ست مامان گلپر کی بدنیا میاد این پسر گلی ؟ اسمشو انتخاب کردین ؟

ساناز

همه چیز خیلی شیک و ساد و خیلی با سلیقه بود عزیزم.درست مثل خودت...به سلامتی و مبارکی ایشالا...به نظرم بهترین کارها رو کردی گلم.

خورشید

گلپر جون همه اش در عین سادگی شیک و زیباست .انشالله به سلامتی به دنیا بیاد و ازشون استفاده کنه

بیتا مامان کیان و کیارش

ای جانم چه اتاق قشنگییییییییییییییی انشالله به سلامتی عزیزممممممممممممممم اسمش هم خیلی زیباست انشالله که صحیح و سالم در آغوشت بگیری [ماچ][قلب]