روزهای انتظار -2

روزهای اولین  بارداری شبیه یک سفرمی مونه ، سفر به جاییکه میدونی که زبیاست اما تا به حال به اونجا سفر نکردی ، لازمه هر سفر خوب داشتن همسفر خوب و تجهیزات کامل هست .
تو سفر بارداری اولین و مهمترین همسفر ، همسر هست ، تو از همسفرت نباید انتظار داشته باشی تا همه مشکلات تو رو حل کنه ، اما باید بدونی که برای داشتن سفر خوب ، دو همسفر باید شرایط سفر رو درک کنند ، سفری شیرین خواهد بود که اگر برای یکی از مسافرها مشکلی پیش اومد یا مسافری عذری داشت ، بقیه همسفرها بهش کمک کنند و صدالبته خود مسافر هم باید بدونه که کمک کننده اصلی برای رفع مشکل خودش هست .
همسفر اصلی دوره بارداری همسره .من اونقدر خوش شانس هستم که همسفر خوبی دارم ، مدتی میشه که داریم به سفر ادامه میدیم ، شرایط جدید رو براش توضیح میدم ، همسفرم شنونده خوبیه ، شرایط رو می شنوه و تو برنامه هاش کاربردی می کنه ، اپلیکیشن های بارداری رو تو گوشیش داره و می دونه تو هر هفته چه اتفاقی برای من پیش میاد و پسرش چقدر بزرگ شده و چه کارهایی تو خونه کوچیکش انجام میده و البته هر جا که ببینه مامان آقا پسر داره از قوانین تخطی میکنه ، خیلی سخت برخورد میکنه مخصوصا اگه موضوع مربوط به گرسنگی یا خستگی پسرش باشه .

می تونی تو این سفر همسفرهای دیگه ای هم داشته باشی ،:خانواده و دوستان ، البته اونها می تونند به میل خودشون با تو همسفر باشن و هیچ وقت نمی تونی اونها رو مجبور به سفر کنی ، چون تو خودت هم این سفر رو انتخاب کردی و مجبور به رفتنش نشدی . و البته در مورد این همسفرها تو هم میتونی اونها رو انتخاب کنی اگر همسفر خوبی نبودند ، می تونی وسط راه ازشون خداحافظی کنی و به راهت ادامه بدی .
خانواده من و همسرم ، پشتوانه ما و درعین حال در کنار ما بودند ، مامانم که این روزها چندین و چند برابر بیشتر از قبل بهش ارادت دارم ، سعی میکنه طوری همراهیم کنه که من دوست داشته باشم ، چون تو خونه مشغول کار هستم، بیشتر بهم سر میزنه و کمتر میمونه تا به کارهام برسم، خواهرها و برادر هر روز تماس تلفنی دارند و بیشتر جویای حال من میشن ( قبلا من خواهر بزرگ بودم و بیشتر من تماس میگرفتم تا احوالشون رو بپرسم و ببینم مشکلی نداشته باشند و اوضاعشون مرتب باشه .)
مامان همسر سعی می کنه هر وقت اونجا هستم مطابق رژیم غذایی خودم برام غذا درست کنه و تا به حال نشنیدم که بگه این کار رو بکن اون کار رو نکن و واقعا به استقلال من احترام میگذاره و البته هر بار که اونجا میرم یک دونه به برام خرد میکنه که بخورم و چندتایی هم همراهم می کنه ، بقیه اعضای خانواده همسر هم همه هوای من رو دارند .
دوستان هم هر کدوم به نوعی همراه من تو این سفر بودند ، از بعضی دوستان  قدردانی می کنم که خیلی وقتها به من هشدار دادند که دارم حساس میشم ،دارم زیاده روی میکنم و  نباید به هر کامنتی بیش از اندازه فکر کنم ....

و اما بعد از همسفر ، مهمترین چیزی که تو این سفر باید بهش مجهز باشید ، پزشکتون هست ، از نظر من پزشک خوب  باید باهوش ، با علم به روز و همیشه در دسترس باشه (دکترهای مشهوری که سه تا سه تا مریض تو اتاقشون قبول میکنند رو تجربه کردم و اصلا برای دوره بارداری پیشنهاد نمی کنم ) و البته پولکی هم نباشه که اون موقع همش باید به دوستانش پول سونوگرافی و آزمایش و ... بدید تا آقایا خانم دکتر به نحوی پیش همکارهاش محبوب بشه .

دکتر من ، پیرمرد حاذق و باتجربه ای هست که مثل دکترهای تو فیلمها کار میکنه ، منشی خوبی داره هر بار زنگ بزنم با روی گشاده بهم راهتمایی میکنه یا از دکتر سولهام رو میپرسه ، شماره منزل دکتر  رو دارم ، برای مسایل کوچیک مزاحمش نمیشم اما تو روزدوم عید وقتی دل درد شدیدی داشتم و باهاش تماس گرفتم با روی خوش جوابم رو داد و با همون نسخه تلفنی در عرض 12 ساعت به حال عادی برگشتم ، در مورد آشنایی با این دکتر دوست داشتنی باید از ممول بانو تشکر کنم که ایشون رو به من معرفی کرد و دریچه ای جدید از دکترهای ایرانی رو به روی من باز کرد ، بعد از اون همه تجربیات تلخی که از دکترهای بنام و مشهور پدرم داشتم .
تمام تلاشم این هست که خواسته های دکتر رو به نحو احسن اجرایی کنم ، نسخه هایی که میده ، هرچند پر از ویتامینهای جورواجور هست و من هم بدقرص ، همه رو می خورم ، رژیم غذاییم رو مطابق میل اون پیش می برم ، آزمایشگاهی که معرفی می کنه آزمایشم رو انجام میدم ، هر جا پیشنهاد بده ، سونوگرافی میرم ولو اینکه جز سونوگرافی های معروف تهران نباشه ، و در نهایت سوال زیادی ازش نمی پرسم تا کلافه بشه ،فقط سوالهایی که قبلا در موردشون چیزی از خودش نپرسیده باشم . در طول روزها سوالهام رو یادداشت می کنم ، وقتی رفتم مطب ازش می پرسم و جوابها رو هم یاد داشت میکنم تا سوال تکراری نپرسم که زیاد از این کار خوشش نمیاد .

باز هم پست طولانی شد اما همچنان ادامه داره ....

 

/ 8 نظر / 39 بازدید
سارا

این سفر بزودی و به سلامتی تموم میشه .نوشته بودی کمی استرس داری ولی به دیدن پسرک می ارزه هربار که به دیدن روی ماه و دوست داشتنیش فکر کنی استرس هات از بین میره .اما بعد از این سفر یه همسفر کوچولو برای همیشه به جمع سفر زندگیتون اضافه میشه که همیشه و همه جا با شماست .خوش قدم باشه و سعادتمند [ماچ]

الهه

مرسي چه تجربيات مفيدي

خاتون

[قلب]

shadi

ashsegeh postaye toolaneetam azizam

مسافر

ای جانممممممممممممممممم.... بی اغراق بگم این قشنگترین پستی بود که از دوران بارداری خونده بودم و امیدوارم تمام عزیزانی که ارزومند این روزها هستند سفر به این زیبایی رو تجربه کنند و همسفران خوبی همراهشون باشه.

صبا

سلام خانومی ببخشید میشه اسم دکترتون رو بگید.ممنون میشم[لبخند]