خوشا شیراز و وضع بی مثالش

انگار نادیده گرفتن هر کاری آدم رو در انجام دادن دوباره اون تنبل می کنه حتی درمورد وبلاگ نویسی .

روزهایی که اینجا ننوشتم ، طبق روال عادی برنامه اولین مشغولیتم کار بود و سر وکله زدن با اوضاع گل و بلبلی که این روزها همه به نوعی درگیرش هستند ، اما همش کار نبود ، ، مهمونی های دلپذیر و دو سفر هم بود که هم از جهت تجربه خوب بود و هم از جهت استراحت .
بعد از دید و بازدیدهای نوروزی که به فروردین کشیده میشه  .همون دید و  بازدیدهایی که من برخلاف خیلی ها که دوستش ندارند عاشقشون هستم ،چون جایی رو میرم که ازاونجا انرژی بگیرم ، آدم ریاکاری نیستم که هر جایی برم حتی جایی که ددوستشون ندارم و بگم وای که چقدر دلم تنگ شده بود و بعد بیام یا تو ماشین با شوهرم در موردشون بد بگم یا با مامانم پشت سرشون ازکارهاشون ایراد بگیرم ...

خلاصه اردیبهشت امسال رو با یاد پدر عزیزم که عاشق بهار نارنج بود در بهشتی به نام شیراز شروع کردیم ، به پیشنهاد دوستی هتلی سنتی رو تو بافت قدیمی رزرو کردیم ، دو تا اتاق 5 تخته ، همسفرها ما بودیم و خانواده همسر و مامانم وفرنوش خواهرم .

سفری کوتاه که با رستوران بهشتی صوفی شروع شد ، و با سر زدن به سعدی و حافظ و فیض بردن از فضای معنوی مقبره هاشون و دیدن گلهای فوق العاده زیبای باغ ارم و درختهای نارنج به شکوفه نشسته باغ دلگشا و دیدن دوباره عظمت تخت جمشید سپری شد .

فضای آروم هتل ، خصوصا حیاط زیباش که جای لابی های هتل های مدرن بود ، مکان خوبی بود برای تجدید قوای روحی .

حالا که سومین بارم بود که به شیراز می رفتم می تونم به جرات بگم که از نظر من بهترین شهر ایرانه ، اما این سفر چند تا ای کاش هم برای من گذاشت :

1- نتونستم دوست عزیزم رو ببینم ، البته چند بار تماس گرفتم و موفق نشدم .


2- باغ دلگشا پر بود از بوی بهار نارنج و گلهای زیبا ، خیلی ها بهار نارنج برای خودشون جمع میکردند ، بعضی هاشون از روی درخت می کندند و بعضی هاشون مثل ما اونهایی که تازه روی زمین ریخته بود و هنوز عطر خوبی داشت ، ( چون ما از شهر بهارنارنج شمال ، بابل ، هستیم و اونجا عرف براینه که اونهایی که روی زمین ریخته شده جمع بشه ) اما بعضی ها با قساوتی درختهای نارنج رو می تکوندند که هم شکوفه ها می ریخت ، هم نارنجهایی که تازه از شکوفه به میوه تبدیل شده بودند و حتی برگ درخت ، با هرتکونی که می دادند بدن من می لرزید .

3- باغ ارم پراز گلهای زیبایی بود که کنار هم بودنشون زیبایی خاصی به محیط میداد شاید اگر از هر کدوم از اون گلها یک گلدون تو خونه داشته باشیم اونقدر لذت نمی بردیم که از کنار هم بودن اونها تو باغ ارم لذت بردیم ، اما گلهایی بود که به دست بزرگ و کوچیک کنده میشد ،یکی روی موهاش میگذاشت تا عکس بگیره ، یکی می کند تا بچه اش با گل بازی کنه و ....

4-بدترین قسمت ، شهر پارسه بود ، روی پله های ورودی تخت جمشید ، پله های چوبی درست کرده بودند تا سنگهای قدیمی بر اثر رفت و آمد خراب نشه ، و البته بخش کوچیکی رو هم کنار پله ها باز گذاشته بودند تا مدل اصلی قابل دیدن باشه ، هم وطنان گرامی بدون توجه به تمامی علائم هشداردهنده که از روی پله های چوبی حرکت کنید و از راه رفتن روی پله های سنگی کناره خودداری کنید ، در رفتن روی قسمت سنگی پله ها با هم مسابقه گذاشته بودندو بساط تعجب توریست های خارجی رو فراهم کرده بودند ....

سفر سه روزه ما به شیراز با لطف فرودگله شیراز به راحتی تموم نشد ، علیرغم اینکه خیلی زود به فرودگاه رسیده بودیم ، و به محض باز شدن گیت اقدام به گرفتن کارت پرواز کرده بودیم ، و حتی روی کارت پرواز مون هم شماره 55 خورده بود دقیقا آخرین صندلی هواپیما به ما داده شد ، و فهمیدیم که باید در کل پرواز هم صدای موتور رو تحمل کنیم و حتی نمی تونیم صندلیمون رو کمی به عقب بدیم و استراحت کوتاهی بکنیم ، البته نکته حائز اهمیت این بود که برای ده نفر همسفر در 5 ردیف مجزا جا داده بود و...

روز بعد امیر این مساله رو از طریق وب سایت به ایران ایر گزارش داد ، و نکته خوشحال کننده این بود که بعد یک هفته فرودگاه شیراز با موبایل امیر تماس گرفت ، اعلام کرد که مساله بررسی شده ، حق با شما بوده ، با کارمند خاطی برخورد شده ، از امیر عذر خواهی کردند و اظهار امیدواری کردند که در سفرهای بعدی حتما جبران خواهند کرد .
واقعا برای من که این کار غیر قابل باور بود ، جا داره از ایرلاین وطنی خودمون ایران ایر تشکر کنم.

یک سفر یک روزه هم به محلات داشتیم که البته جهت خاکسپاری مادر دوستی به اونجا رفته بودیم ، اما من خیلی درختهای کهن و چشمه آب  و گلهای زیننی این شهر رو دوست داشتم ، در اولین فرصت حتما دوباره به محلات سر میزنم.

انقدر شیراز زیبا بود ، انقدر هتلمون دل انگیز بود که حیفم میاد شماها شریک ما نباشید تو اون همه زیبایی ، پست بعدی عکسهای شیراز رو حتما میگذارم.

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رزا

همیشه به سیر و گشت خانوم خانوما.[گل] خوش باشی.

گلستانه

خب من نمیتونم بگم چقدر با خوندن این پست حسرت خوردم. هیچی نمیتونم بگم. فکر کنم آخرش آرزوش به دلم بمونه که بهاری به شیراز روم

فريد

سلام هميشه به سفر ما که منتظر عکساي شيرازتون هستيم و لحظه شماري ميکنيم...[گل]

irano2

به منم سر بزن پشیمون نمیشی [گل]

سارا

همیشه خوش باشی عزیزم

ساناز

وای عزیزم چه جذاب فکر کنم هردومون همزمان شیراز بودیم.ما 5 تا 8 ام [زبان] خیلی عالی بود به ما هم خیلی خوش گذشت.

کتایون

من شیراز رو بیشتر از تهران که زادگاهمه دوست می دارم..... با اینکه سالی دو بار رو حتمن می رم شیراز ولی هر وقتی کسی از سفر شیرازش تعریف می کنه بازم حسودیم می شه[چشمک] خیلی خوشحالم که بهت خوش گذشته نازنین

مژگان

همیشه شاد و خوش باشی عزیزمممممممممممممممممم