امروز روز حافظه و قراره مزارش تو شيراز گلبارون بشه ، خوش به حال اونهايي كه

تو شيراز هستند و مي تونند تو اين مراسم شركت كنند .من ياد بلفي جون افتادم چون فكر

كنم اون شيراز زندگي مي كنه ، وقتي اومدم نظرات رو خوندم ديدم به يك بازي دعوت

شدم موضوع جالب اينجا بود كه پرسيدن : چه وقت ياد دوستهات ( واقعي و مجازي ) مي

افتي ؟
محدثه خانم من زود زود دعوتت رو قبول كردم
مي دوني در مورددوستاي نتي كه من تقريبا هر روز باهاشون هستم چون با نوشتن

وبلاگ در جريان زندگي هم هستيم . يه اتفاقي هم اگه بيفته يا اگه چيزي بشنوم كه به بك

كدومشون مربوط باشه باز هم بيشتر يادشون مي افتم . دوستهاي واقعي هم همينطور.
من بعد 5 سال براي اين دوباره وبلاگ نويسي رو شروع كردم كه با اين برو بچه هاي وبلاگ

نويس بيشتر آشنا بشم . هر کدومشون يه خوبي دارند :
خاتون عزيز كه خيلي ماهه٬ زندگي رو قشنگ تعريف مي كنه خيلي هم شيطونه .
خانوم خونه يه جاي دنج واقعا خانوم خونه هست و هميشه تو كامنتهاش منو راهنمايي مي

كنه .
شاذه هم كه داستانهاش انقدر متفاوته كه خيلي اززندگيها رو ميبينم ياد اون مي افتم .
شهرزاد و ملودي هم كه دو تا تو راهي دارند فكر كنم با هم به دنيا بيان ،‌نمي دونم چرا

حس مي كنم خونه ملودي تو يوسف آباده ؟ هر وقت ميرم اونجا ياد ملودي مي افتم ( حالا

ببينيد كه چقدر برام مهمه كه من شكمو جاي اينكه ياد شيرينيهاي خوشمزه پوپك و بي بي

بيفنم باد ملودي مي افتم البته نوشته هاي اون هم خيلي شيرينه ).
نيكاي عزيز هم كه جاي خود داره اين روزه يك كم هواش ابري بود نگرانش بودم .
سيندخت و كوچه باغ عشقش ، مريم جون و ته تغاريش ، لاله جون با غداهاي خوشمزه

،‌ساروي كيجا كه با هم اشتراكات فرهنگي داريم ( هر دو شمالي هستيم )شيلاجون با همسر خوبش در خونه شون كه بهشت كوچيك و دلپذيريه ،( هروقت کفتر می بینم یاد مصائب شیلا جون می افتم.) فيشوي عزيز كه خيلي ماهه ( هر روز كه سر اتوبان تهران -كرج مي بينم نوشته قزوين 150 كيلومتر ياد فيشو جون مي افتم كه قزوين زندگي مي كنه .) مريم خانومي كه تصميم گرفته هفته اي دو بار بنويسه و محدثه ( نيايش ) خانم كه عروس خانمه و ميزبان اين بازي وبلاگي  شايد بعضي ها رو ننوشتم ولي خيلي هاي ديگه هستند كه تو ذهن من جاي دارند ٬ مثل خانومی که مشهدیه ٬‌زهزا مامان یاسین و دانیال و.........................


طنين عزيز آدرس وبلاگت رو پيدا نكردم ، لطفا برام بگذار.

هر کسی دوست داره تو این بازی شرکت کنه ٬ من رو هم خبر کنه که برم بخونم.

/ 21 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانومی

احتمالا اسم شوشو پرهام نيست؟ راستی با اجازه لينکوندمت باشه؟

ساندی

سلام گلپر جون خيلی اتفاقی با وبلاگتون آشنا شدم. عيدتون مبارک باشه... راستش منم توی اين چند سال که وبلاگ مينويسم اينقدر با دوستای خوبی آشنا شدم که بعضی هاشون گاهی از دوستای دنيای واقعی هم بهتر و مهربونتر هستن... موفق و شاد باشی

ساروی‌کيجا

سلام . معلومه که می تونی توی خانه دار عضو بشی . يوزر و پسورد بفرستم خدمتتون ؟؟

خانوم خانوما

گلپر جون من متولد ۵۳ هستم فقط زود ازدواج کردم با توجه به کامنتتون گفتم مگه شما چند سالته که فکر ميکردی همسن و سال باشيم.

مريم

سلام گلپر جون اميدوارم که هميشه سبز و پربار باشی من اپم

نیکا

جاتون خالی بود عزیز.زندگی خوبه خدا رو شکر.فقط من زیاد خوب نیستم. به شدت سر درد دارم و منتظر یه اتفاق خیلی تکراری هستم که تاخیرش حسابی منو ترسونده و نگرانم کرده وعصبااااااانی.شما خوبین؟خودت؟آقا خشی؟بابا مامان؟بقیه؟ الهی که همیشه خوب باشین

شيلا

گلپر جونی کلی خنديدم از اينکه اسم من تو رو ياد کفتر ميندازه